نفسم همه عمر در وصالت خواهد * روحم راحت ز اتّصالت خواهد
گوشم سمع از بهر مقالت خواهد * چشمم بصر از شوق جمالت خواهد
از اينجا نور حقيقت آغاز كند و باز محبّت بر هواى تفريد پرواز كند ، جذبهء الهى دررسد ، بنده را از دست تصرّف بستاند ، نه غبار زحمت آرزوى بهشت بر روى وى نشيند ، نه بيم دوزخ او را راهگيرى كند و به زبان حال گويد :
عاشق به ره عشق چنان مىبايد * كز دوزخ و از بهشت يادش نايد
لطيفه : رهى تا اكنون طالب بود مطلوب گشت ، عاشق بود معشوق شد ، مريد بود مراد گشت ، بساط يگانگى ديد بشتافت ، تا قرب دوست بيافت ، خبر عيان گشت ، و مبهم بيان شد ، رهى در خود مىرسيد كه به دوست رسيد ! خود را نديد كسى كه به دوست رسيد .
پير طريقت گفت : الهى تا آموختن را آموختم ، آموخته را جمله بسوختم ، اندوخته را برانداختم و انداخته را بيندوختم ، نيست را بفروختم تا هست بيفروختم ، خدايا ، تا يگانگى بشناختم ، در آرزوى شادى بگداختم ، كى باشد كه گويم پيمانه بينداختم ، و از علايق واپرداختم و بود خويش جمله درباختم .
كى باشد كين قفس بپردازم * در باغ الهى آشيان سازم
( سورهء - 11 - هود - ( مكى ) 123 آيه )
[ آيات 11 - 1 ]
( تفسير لفظى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
( تفسير آن در سورهء فاتحه گذشت ) .
1 -
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ .
اين كتابى است درست و راست ، گفته و فرستاده از سوى داناى راستدان و آگاه نهاندان .
2 -
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ .
كه نپرستيد جز خداى يگانه ، كه من رساننده و آگاهكننده و بيمدهنده و شادكنندهء شما از آن كتاب هستم .
3 -
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ .
و اينكه آمرزش بخواهيد از پروردگارتان و بازگرديد بسوى او تا شما را برخوردارى نيكو دهد ( و روزى برسازد و بهره سپارد ) تا آن هنگام كه نامزد كرده دررسد ، و خداوند هر صاحب فضلى را فزونى دهد و ثواب افزون به او بخشد و اگر از راه راست برگردند ، من بر شما از عذاب روز بزرگ مىترسم .
4 -
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
بازگشت همه شما بسوى خدا است و او است كه بر هر چيزى توانا است .
5 -
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ .
آگاه باشيد و ( بدانيد ) كه آنها ( منافقان ) آنچه در دل دارند پنهان مىكنند تا آنها را از خداوند نهان دارند ، ( آرى ) آگاه باشيد كه آنها وقتى جامههاى خود را در سر مىكشند با فراهم داشتن پوشيدن رازها در دل ، خداوند آنچه را از كژى كه نهان و آشكار مىسازند مىداند و از سرّ و علن آنان آگاه است زيرا خداوند به آنچه در دلها است دانا است .