101 -
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ .
بگو ( اى محمد ) در نگريد كه خود در آسمانها و زمين چه چيز است ، ( از نشانهاى هستى و يگانگى خداوند ) و چه سود دارد و بىنياز مىكند نشانها و سخنان و پيغامهاى بيمدهنده و آگاهكننده ، گروهى را ( كه در علم من و حكم من و خواست من ) ايمان نمىآورند ؟
102 -
فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ .
آنان چشم نمىدارند مگر روزگار كسانى كه پيش از آنها بودند بگو ( اى محمّد ) چشم بداريد به من و به خويشتن ، كه منهم از چشمدارندگان با شما هستم .
103 -
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ .
آنگاه فرستادگان خويش را و كسانى كه گرويدهاند بازرهانيم ، همچنان حقّ است بر ما كه گروندگان را بازرهانيم .
104 -
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .
بگو ( اى محمّد ) اى مردم ، اگر از دين من در گمانيد ( شكّ داريد ) ، نخواهم پرستيد آنكه شما فرود از خدا ( جز خدا ) مىپرستيد و لكن من خدائى را مىپرستم كه شما را مىميراند و من مأمور شدهام كه از زمرهء مؤمنان به خدا باشم .
105 -
وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ .
( و مرا فرمان رسيده ) كه روى خويش را بر دين حنيف ابراهيم ( دين مسلمان ) راستدار و نگر كه از مشركان نباشى !
106 -
وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ .
و فرود از خدا مخوان چيزى را كه نه سود دارد و نه زيان ، اگر چنين كنى ، آنگاه تو از ستمكاران باشى .
107 -
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
اگر به تو گزندى رسد ، باز برندهاى جز خدا نيست و اگر به تو نيكى خواهد ، فضل او را بازدارندهاى نيست ، مىرساند آن را به هر يك از بندگان كه بخواهد و او است آمرزندهء مهربان .
108 -
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ .
بگو ( اى محمّد ) ، اى مردم ، پيغامى درست و راست از پروردگار شما آمد ، پس هركس بر راه راست افتد ، تن خويش سود برد و هركس از راه بيفتد سود تن خويش را بيندازد .
و من بر شما وكيل ( گوشدارنده و نگاهدارنده ) نيستم .
109 -
وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ .
و پيروى كن از آنچه به تو وحى ( پيغام ) مىرسد و صبر كن تا خداوند كار را برگزار كند كه او بهترين كارگزاران است .
( تفسير ادبى و عرفانى )
98 -
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ .
آيه . خداى جهان و جهانيان ، دوستدار نياز و سوز درويشان و نالهء خستگان ، او بندهاى را دوست دارد كه در او زارد و از كردار خويش به دو نالد ، و خود را دستآويزى نداند ، و دست از همهء وسائل و طاعات تهى بيند . اشك از چشم روان و ذكر بر زبان و مهر در ميان جان ، نبينى كه خداوند با قوم يونس چه كرد ؟ آنگاه كه درماندند و عذاب و بلا به ايشان نزديك شد چون يونس رسيدن بلا را