لطيفه گويند : آب تا وقتى روان است ، پاك و پاكيزه است و چون راكد شود تغيير كند ، مال هم به همين منوال است ، اگر انفاق شود و جريان يابد و در راه صحيح صرف گردد ، صاحبش محمود و پسنديده است و اگر امساك شود و روى هم انبار گردد ، صاحبش مذموم و ناپسنديده است . چنان كه گفتهاند : هرگاه آب پاك باشد شايستهء آشاميدن و پاكيزه كردن است ، و اگر ناپاك باشد شايسته نباشد . همينگونه مال اگر از راه حلال به دست آيد ، شايستهء بهرهمند شدن است و اگرنه ، ناروا باشد .
25 -
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ .
آيه . دعوت چهار گونه است : يكى دعوت توحيد و شهادت كه فرمود :
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ .
دوم دعوت حمد و اجابت ، كه فرمود :
يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ .
سوم دعوت اتباع و امامت ، كه فرمود :
نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ .
چهارم دعوت كرامت و ضيافت ، كه فرمود :
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ .
كسى كه دعوت كند و خواهد كه عزيزان را به مهمانى برد ، شرط مهمانى آنست كه ابتدا كسى از نزديكان و خاصگيان خويش را فرستد تا ايشان را خبر كند و نويد دهد ، پس چون آيند ، باز عزيزان را به استقبال آنان فرستد و يكى را تنها نخواند كه دوستان و خويشان وى را همه برخواند و مركبها و مشعلها به راه ايشان فرستد ، چون آيند جاى ايشان ساخته و پرداخته دارد ، و چون بنشينند اوّل آنها را گلاب دهند پس ميوه آرند ، پس خوراكهاى ساخته بنهند و غلامان و چاكران بر سر آنان بدارند ، چون از آن فارغ شدند سماع كنند و شرط است كه ميزبان ديدار خود را از مهمان بازنگيرد و به عاقبت ايشان را به اكرام و خلعت بازگرداند . خداوند عالم در مهمانى فردوس اين همه ساخته و راست كرده و قرآن مجيد از آن ياد مىكند و خبر مىدهد كه فرمود :
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ ،
پس فرشتگان به پيشباز روند كه فرمود :
وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ
و مشعلهاى نور بر راه ايشان فرستند كه فرمود :
يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ .
تنهاشان نخواند كه خويشان و نزديكان را همه خواند كه فرمود :
وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ *
آنگاه بهشت و جنّت نعيم را جايگاه آنان سازد .
پير طريقت گفت : ديدار دوست بهرهء مشتاقان است ، روشنائى ديده و دوست دل و جان و آئين جهان است ، راحت جان و عيش جان و درد جان و جمال جانان است ، پس اى جوانمرد ، باش تا شادى بينى ، و يكبار با دوست بر بساط وصل ايمن نشينى ، و از دوست آن بينى كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به خاطر هيچ بشرى خطور نكرده است .
[ آيات 41 - 28 ]
( تفسير لفظى )
28 -
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ .
آن روز كه همگان را باهم آريم آنگاه به كسانى كه براى خدا انباز گفتند گوئيم : به جاى خود باشيد شما و هم انبازان خويش كه براى من ساختيد ، پس ميان آنها جدائى افكنديم آنگاه شريكان آنها را گفتند كه هرگز شما ما را نپرستيديد .
29 -
فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ .
ميان ما و شما خداوند گواه است كه ما از پرستش شما هرگز آگاه نبوديم و غفلت داشتيم .
30 -
هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ .
در آن وقت و در آن هنگام هر نفسى پاداش كارهائى كه كرده است مىگيرد و همه آنها بسوى خدا مولاى حق و مدبّر و متولّى كارها به شايستگى بازبرده مىشوند ، و هرچه جز او مىپرستيدند و فرامىساختند همه گم گشت !