در زبور داود است : اى پسر آدم ، چرا جز من دوست گيرى كه سزاوار دوستى منم ؟ چرا نه با من معاملت كنى كه جواد و مفضل منم ؟ چرا با من بازار نگيرى كه بخشندهء فراخبخش منم ! اى بازرگانان سود دنيا فانى است و سود من باقى ، آنچه نزد شما است تباه شدنى و آنچه نزد من است ماندنى !
خداوند ، بيعى كه در ازل خود كرد و ما نكرديم بنام ما بازكرد و به ما بازخواند كه آن بيع كه شما كرديد من كردم ، چنان كه به مصطفى فرمود :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
، كه اشاره به نقطهء جمع و تحقيق تفريد است .
نسيم ازل دميده و برق يگانگى درخشيده و رهى را از دست آب و خاك ربوده ، دوگانگى با عدم و حقيقت صافى شد ، ( من ) بودن عاريت گشته :
آشوب جهان همه حديث من و تو * بگذار مرا همه جهان گلشن تو !
112 -
التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ .
آيه . صفت مؤمنان است و سيرت آشنايان و آئين دوستان ، پسينيان اين گيتى پيشوايان آن گيتى ، گواهان انبيا و شفيعان خلق ، سادات دنيا و دوستداران دين و دوستداشتگان حق . طبقات ايشان در اين آيت به نظام پسنديده ياد كرد و ايشان را بر آن صفات ستود و بدان گواهى داد و به دونترين آنها ابتدا كرد بدين معنى كه نخست فروتران را ياد كرد ( تائبان ) و از گنه بازگشتگان را مقدّم آورد ، تا خجل نمانند و اميد تازه دارند ، بدين ترتيب :
تائبان : از گناه بازگشتگان ، پشيمانان و عذرخواهان .
عابدان : پرستندگان ، امرگزاران ، خدمتورزان .
حامدان : ستايندگان ، آزادىكنندگان ، ثناگويان .
سائحان : حاجيان ، جهانگردان ، روزهداران ، دانشجويان .
راكعان : فروتنان ، خدمتكاران ، فرمانبرداران ، به پيرى رسيدگان .
ساجدان : نمازگزاران ، روى بر خاك نهندگان . پيشانى به زمينگذاران .
آمران به معروف : مردم را به دين فرمايندگان ، اذاننمازگويان ، و خلق را به طاعتخوانان و پند و اندرزدهان .
ناهيان از منكر : مردم را از كارهاى زشت دوركنان و دفع ستمگران و بديها را تذكّر دهان .
اينها است صفت مؤمنان و سيرت آشنايان و آئين دوستان و دوستداران حق و پرستندگان حقيقت مطلق .
. . . وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ .
آيه . مؤمنان را بشارت ده كه هرچه از ايشان تقصير است بىنيازى من برابر آنست ، و هرچه از ايشان ناپسند است مهربانى من بر سر آنست و هرچه رهى را اميد است فضل من برتر از آن است . بشارت مؤمنان را كه چون ايشان را مىگزيدم عيب مىديدم ، ليكن به بىنيازى خود چنان كه بود رهى را خريدم .
يكى از بزرگان دين گويد : هيچ عبادتى درست نيست مگر به توبه و هيچ توبهاى صحيح نيست جز به سپاسگزارى ، راه توبه و سپاسگزارى كامل نيست جز به سياحت و رياضت و هيچيك از مقدّمات و مقامات حاصل نمىشود مگر به مداومت ركوع و سجود و هيچيك از كارها درست و كامل نمىشود مگر به امر به معروف و نهى از منكر .
در آثار بيارند كه : فردا در رستاخيز گروهى از اين امّت را به ترازوگاه آورند و فرشتگان كه بر ايشان موكّل باشند بديهاى ايشان را شمردن گيرند و گويند : بارخدايا ، اينان بدعهدانند ، بىوفايانند ، فراموشكارانند ، گنهكارانند ، دليران و شوخانند ! از سوى ربّ عزّت ندا آيد : از آنجا كه كردار ايشان چنان است و از آنجا كه كرم ما و عفو ما چنين است ، اينان تائبان ، عابدان ، حامدان ، روزهداران ، نمازگزارانند ، دوستى ما را بجان خواهانند و به مهر ما يكتاگويان . در آن وقت