تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
73 -
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ .
آيه . تا آخر اين آيت قصّهء منافقان و كشف رسوائيهاى آنها و سرانجام بد آنان است . و نشانهء ايشان چنان كه مصطفى فرموده : سه چيز است : « 1 » هرگاه سخن گويند دروغ گويند ، چون وعده دهند خلاف كنند ، چون امانت گيرند خيانت نمايند ، چون اين حديث به بعضى صحابه رسيد دلتنگ شدند و گفتند : بنابراين هيچ آدمى نيست كه از اين سه خصلت خالى باشد پس ما همه منافق هستيم ! چون اين خبر به مصطفى رسيد حضرت بلال را دستور داد تا مردم را در مسجد جمع كند ، آنگاه خود بر منبر رفت و فرمود : منظور من از گفتار دروغ ، اين عدّهء معيّن از فلان قبيلهء كفّار و از وعدهء خلاف ، آن عدّه از كسان كه مىدانيد و از خيانت در امانت ، آن كسان معيّن از كافران مىباشند كه در دين كه بالاترين امانت است خيانت كردند و نام هريك آنان را برشمردند ! آنگاه مؤمنان را بشارت به رستگارى داد و خدا را سپاس گزارده و اصحاب همگى خشنود و خرسند شدند .

[ آيات 89 - 79 ]

( تفسير لفظى )

79 -
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
كسانى كه از بخشندگان مؤمن خوش‌منش عيب‌جوئى مىكنند و آنها را در زكات و صدقه دادن طعنه مىزنند و كسانى را كه جز دست‌رنج خود بيشتر ندارند كه ببخشند ، عيب مىگويند و خرده مىگيرند و آنان را مسخره مىكنند ! خداوند هم ايشان را جزاى آن سخريّه ( افسوس ) داد و گفت كه آنان راست عذابى دردناك . 80 -
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ .
اى محمّد تو چه آمرزش براى آنها بخواهى چه نخواهى ، اگر هفتاد بار براى آنها آمرزش بخواهى ، هرگز خداوند آنها را نخواهد آمرزيد به سبب اينكه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و خداوند گروه كافران و فاسقان را رهنمائى نمىكند ! 81 -
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ .
تخلّف‌كنندگان از جنگ تبوك خوش‌حال شدند و دشوار داشتند كه به مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنند و به يك دگر گفتند در اين گرما به جنگ نرويد ! بگو به آنان ( اى محمّد ) ، آتش دوزخ گرم‌تر و سخت‌تر است اگر ايشان بفهمند و دريابند . 82 -
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ .
بايد از شادى خويش اندكى خندند و فردا از پشيمانى خويش فراوان گريند ، به پاداش آنچه مىكردند ؟ 83 -
فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ .
اگر خداوند تو را بسوى طايفه‌اى از آنها ( از تبوك ) برگردانيد كه زنده ماندند و از تو دستورى براى بيرون آمدن ( براى جنگ خيبر ) خواستند ، بگو با من هرگز به جنگ ( خيبر ) مىآئيد و با من هرگز با جهودان دشمن من جنگ مكنيد ، شما از روز اول بازنشستن از جنگ را بر خود پسنديديد ، پس با نشستگان بنشينيد .
هامش
( 1 ) بنابراين كمتر كسى از شمار منافقان بيرون است ! !