تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
36 -
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ .
پس ديو هر دو را گمراه كرد و از طاعت بگردانيد ، پس آنها را از آنچه در شادى و ناز بودند بيرون كرد و گفتيم فرورويد ، شماها دشمن يكدگر هستيد و براى شما در زمين قرارگاه و برخورد جاى است ! تا مرگ و رستاخيز « 1 » . 37 -
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .
پس آدم از خداى خود سخنانى فراگرفت و توبه داد او را و بازپذيرفت كه اوست خداوند توبه‌پذير و مهربان . 38 -
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ .
گفتيم فرورويد همگان از بهشت اگر از طرف من پيغامى و نشانى بسوى شما آيد كسانى كه از آن پيروى كنند بر آنان بيمى نيست و پريشان نگردند و فردا اندوهناك نباشند . 39 -
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
كسانى كه كافر شدند و سخنان و نشانهاى ما را دروغ شمردند آنها دوزخيانند و در آن جاويدانند .

( تفسير ادبى و عرفانى )

34 -
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ . . . :
جليل است و جبّار خداى جهان و جهانيان ، كردگار نامدار نهان ، نه بر دانستهء خود منكر ، نه از بخشيدهء خود پشيمان ، نه در كردهء خود به تاوان ! خداوندى كه ناپسنديدهء خود بر يكى مىآرايد و پسنديدهء خود به چشم ديگرى زشت مىنمايد ، ابليس را از آتش آفريند و در بهشت او را جاى دهد ! مقربان حضرت را به طالب علمى پيش وى فرستد با اين همه مقام و مرتبت ، رقم شقاوت بر وى كشد و زنّار لعنت بر ميان وى بندد ! و آدم را از خاك تيره بركشد و فرشتگان بالا را جمال پايهء تخت او كند و كسوت عزّت بر او بپوشاند و تاج كرامت بر فرق وى نهد و به مقربان حضرت فرمان دهد كه او را سجده كنند ! در آثار و كتابها آمده كه خداوند جبرئيل و ميكائيل را كه فرشتگان مقربند فرمود تخت آدم را برگيريد و به آسمانها بگردانيد تا همه شرف و منزلت او را بدانند ، آنان كه بر خلاف او اعتراض كرده بودند تخت آدم را بر عرش مجيد نهادند تا فرمان سجود آمد همهء فرشتگان آمدند و در آدم نگريستند ، همگى محو جمال او شدند !
روئى كه خداى آسمان آرايد * گر دست مشاطه را نه بيند شايد
جمالى ديدند تاج بر سر ، حلّه بر سر ، ترا ز عنايت بر آستين عصمت ، كه اين مزيت تاج ، اشارت است
هامش
( 1 ) راجع به بيرون راندن آدم از بهشت ( آيهء 36 ) مفسران نوشته‌اند : چون ابليس بواسطهء تمرد از سجدهء آدم از بهشت بيرون شد ، در انديشه بود كه آن دو نفر را هم به روز خود آورد ! و چون فرشتگان بهشتى او را مىشناختند نتوانست وارد بهشت شود ، تدبيرى كرد و در شكم مارى رفت كه چهار دست و پا داشت و مانند شتر بختى بزرگ و نيكوترين چهارپا بود و چون مار داخل بهشت شد ابليس از شكم او بيرون شد و از درخت ممنوع دانه‌اى چيد و به حوا داد و گفت مىبينى چه خوش‌بو است ؟ از آن بخور ! تا در بهشت جاويد بمانى ! آنگاه ابليس گريستن آغاز كرد ! و گفت مىترسم شما بميريد و از اين ميوهء بهشتى محروم مانيد ! اين سخن در آنها اثر كرد ابتدا حوا از آن ميوه و بعد از او آدم بخورد همين‌كه آدم و حوا ميوه را خوردند عورت آنها نمايان شد و از شرم به درختان پناه بردند و خداوند آنها را از بهشت بيرون كرد .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 20 | احمد بن محمد ميبدى