تا بدانند وى ديوانه نيست ! كاهن نيست ! شاعر نيست ! محمّد را فرمان آمد كه تو از شنيدن ياوهسرائىهاى ايشان خاموش باش و ايشان را جواب مده ، كه منزلت تو نزد ما برتر از آنست كه تو را به خود بازگذاريم يا فروگذاريم . ما خود آنان را جواب دهيم و گوئيم : محمّد مجنون و كاهن و شاعر نيست . تو را چه زيان كه كسانى چون بو جهل و بو لهب گويند تو ديوانهاى ! دوست دوستپسند بايد نه شهرپسند ! اى محمّد تو اسلام را صفائى ، شريعت را بقائى ، تو رسول خدائى ، امّت تو سپاه درگاه منند ، تو سالار آن سپاهى و جملهء خلايق لشكرند ! و تو آن لشكر را شاهنشاهى ! در نام و نسب :
محمّد بن عبد اللّه ، در عزّت و مرتبت رسول اللّه ، به آن منگر كه دشمن تو را ساحر گويد ، به آن نگر كه من مىگويم
سِراجاً مُنِيراً ،
به آن ننگر كه دشمن تو را مجنون خواند ، به آن نگر كه من مىگويم
بَشِيراً وَ نَذِيراً . *
185 -
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
آيه . خداوند سبحان ستارهها و ماههاى آيات و معجزات را طالع ساخت تا ابرهاى شبهات را زائل گرداند . پس آن كس كه به روشنائى آن رخشندگان روشنى يافت به عالم شهود تقدير رسيد ، و هركس كه در تاريكى وهم و تقصير ماند در ورطهء سير و تحقيق غوتهور گشت !
[ آيات 198 - 189 ]
( تفسير لفظى )
189 -
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ .
او خدائى است كه شما را از يك تن آفريد و از وى جفت او آفريد تا با او آرام گيرد ! چون آدم به آن زن رسيد ، آن زن بارى سبك از آدم گرفت ، پس بدان منوال بر آن زن گذشت تا بارى كه در شكم داشت سنگين شد ، در آن حال هر دو ( آدم و حوا ) خداى خود را خواندند و گفتند : اگر فرزندى صالح و درستكردار بما عطا فرمائى ما از جملهء سپاسگزاران خواهيم بود .
190 -
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ .
پس چون خداوند به آنها فرزندى صالح عطا فرمود ، براى او آنچه را كه به آنها داده بود انباز قرار دادند ! و خداى برتر و پاكتر و بالاتر از آن است كه انبازى كه ايشان دادند به او برسد .
191 -
أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ .
آيا با خدا شريك مىگيرند آنچه را كه هيچ نمىآفريند ؟ و آن انبازان خود آفريدگانند !
192 -
وَ لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ .
و پرستيدگان نتوانند به پرستندگان يارى دهند و نه خود را يارى نمايند ؟
193 -
وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ .
اگر آن شركآوران و انبازگران را به راه راست دعوت كنند از شما پيروى نمىكنند و بر شما يكسان است كه آنان را بخوانيد يا نخوانيد و يا خاموش باشيد !
194 -
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
آنان را كه فرود از خدا به خدائى مىخوانيد بندگانى هستند مانند خود شما ، آنان را بخوانيد بايد به شما جواب دهند اگر راست مىگوئيد كه ايشان خدايند !