آنچه به حق است تكبّر درويشان است بر توانگران ، كه عالىهمت باشند و به دل توانگر ! ! و از عرش و مادون آن همّت برگذاشته ، و دل از خلق بريده و با مهر حقّ پرداخته ، همّتى برتر از دنيا ، و مرادى بهتر از عقبى ! و اشتياقى به ديدار مولى ! تكبّر بىحق تكبّر توانگران و جهانداران بر درويشان است كه خداوند فرموده : دلها و سرهاى ايشان را از روش بربند آرم ، و هستى آنان را حجابشان گردانم ، و راه خود بر آنان فروگيرم تا هيچ نتوانند در عالم قدس و ملكوت اعلا جولان كنند و از ديدن عجايب ملكوت باز مانند و با نفس امّاره و خلق دنيا انس و آميزش گيرند ، ذوق طعم وجود را نيافته و از احوال خاصّان بىخبر مانده هرگز خود را روز دولتى ناديده و نه گل وصلتى آنان را شكفته است !
. . . وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا .
آيه . از روى اشارت مىگويد : نه هركه راه ديد به راه رفت ، و نه هركه بشناخت توفيق عمل يافت ! خداوند از بيگانگان خبر مىدهد كه آنان حق را انكار كردند و بر ظلم و كبر خود افزودند ، پس هركس حق را به حقى شناخت تا توفيق نيابد و بدان عمل نكند به كار نيست ، و هركه باطل را بباطلى بشناخت تا از اتباع آن باطل او را عصمت نبود ، در آن شناخت فايده نيست . ازآنجا است كه مصطفى فرمود : خدايا حق به حق بما بنما و پيروى از آن را نصيب ما كن ، و باطل را به باطل بما بنما و دورى از اين را روزى ما كن !
148 -
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا .
آيه . بزرگان عرفان گفتهاند : هرچه در دنيا بنده را از حق برگرداند و از اطاعت وى بازدارد ، آن گوسالهء معبود او است و او پرستندهء آن ! همچنين خلوص بنده در راه حقيقت آنگه حاصل شود كه از حظوظ و اسباب آن پاك گردد و از آنچه دون حق است بيزار شود .
. . . أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ .
آيه . خداوند جلّ و علا متكلّم است و خلق را مخاطب مىسازد و بر خلاف بزرگان و اميران كه سخن گفتن با زيردستان كسر شأن خود مىدانند ، خداوند با بندگان مؤمن خود سخن مىگويد بىآنكه ترجمانى در ميان باشد !
150 -
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ .
آيه . در اين آيت اشارت است به وجوب طلب آمرزش بندگان از خداوند در هر همه احوال ، بنى اسرائيل گناه كردند و موسى و هارون عذر خواستند و استغفار كردند ، اين است طريق جوانمردان و راه عارفان كه پيوسته گناه سوى خود مىنهند و ناكرده گناه عذر مىخواهند !
[ آيات 158 - 155 ]
( تفسير لفظى )
155 -
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا .
آيه . موسى از قوم خود هفتاد نفر برگزيد براى وقتى كه معين كرده بوديم ، پس چون زلزله و صيحهء جبرئيل ايشان را گرفت و مردند ! موسى گفت : خداوندا اگر مىخواستى آنان را و مرا از پيش هلاك مىكردى ( تا كفن و جاى دفن يافتى ) آيا به نادانى چند تن از ما ما را هلاك مىكنى ؟
إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ .
نيست اينها مگر آزمايش تو ، هركس خواهى گمراه مىكنى ( برحسب استعداد ) و هركس بخواهى رهبرى مىكنى ( برحسب شايستگى ) خدايا تو ولىّ ما و مدبّر امور ما هستى ، پس ما را بيامرز و ما را ببخش و تو بهترين بخشندگانى .
156 -
وَ اكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ قالَ عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ .
و بنويس براى ما در اين دنيا نيكوئى و در آخرت هم ، ما به تو بازگشتيم ،