تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
آن دل كه تو ديدى همه ديگرگون شد * وان حوض پر از آب همه پرخون شد !
و آن باغ پر از نعمت چون هامون شد * و آن آب روان ز باغ ما بيرون شد !
. . . إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ .
آيه . مصطفى فرمود : احسان آنست كه خدا را پرستش كنى مثل آنكه او را مىبينى ! پس اگر او را نه‌بينى او تو را مىبيند ! اين خبر اشارت است به ملاقات دل با حق و معارضهء سرّ با غيب و مشاهدهء جان با اللّه و در آن خبر حثّ و ترغيب بنده بر اخلاص در عمل است ، و كوتاه كردن امل و وفا كردن به پذيرفتهء روز ميثاق و عهد
( قالُوا بَلى ) *
و چون مىدانى كه او تو را مىبيند پس دل با او دار و از غير او بردار و در اعمال مخلص او باش . پير طريقت گفت : آن ديده كه او را ديد ، به ديدن جز او كى پردازد ؟ آن جان كه با او صحبت يافت ، با آب و خاك چند سازد ، خو كرده در حضرت مشاهدت ، مذلّت حجاب چند برتابد ؟ والى در شهر خويش در غربت چند عمر به سر آرد ؟ چون هيبت ديده‌ورى حق موجود است از ملامت منكر چه باك ؟ در خدمت سراى معبود كوش نه در آب و خاك ! كه هيبت اطلاع حق ، سيل است و پسند خلق خاشاك ! 57 -
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً .
آيه . چون نسيم از جانب قربت دمد ، و باد گرم از هواى فردانيّت وزد ، بندگى آزادى شود و غمان همه شادى گردد ، خائف در كشتى خوف به ساحل امن رسد ، راجى در كشتى طمع به ساحل عطا رسد ! عاصى در كشتى ندامت بساحل توبت رسد ، و موحّد در كشتى توحيد به ساحل تفريد رسد .
. . . سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ .
آيه . از آسمان باران آمد ، زمين مرده زنده شد ، گل و گياه پديد آمد ، از خزينهء قدرت باران رحمت آمد دلهاى پژمرده به دو زنده گشت ، يكى را تخم ندامت و پشيمانى كشتند و آب توفيق دادند زاهد گشت ، يكى را تخم عنايت كشتند و آب رعايت دادند تائب گشت ، يكى را تخم هيبت كشتند و آب تعظيم دادند عارف گشت ! پير طريقت گفت : پادشاها ، آب عنايت تو به سنگ رسيد سنگ بار گرفت ، از سنگ ميوه رست ، ميوه طعم و مزه گرفت . پروردگارا ، ياد تو دل را زنده كرد و تخم مهر افكند ، درخت شادى رويانيد ، و ميوهء آزادى داد . چون زمين نرم باشد و تربت خوش و طينت قابل ، از آن تخم جز شجرهء طيّبه نرويد و جز عطر عهد بيرون ندهد ، اگر جز آن باشد جز شجرهء خبيثه از آن نرويد .

[ آيات 72 - 59 ]

( تفسير لفظى )

59 -
لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ .
ما نوح را به قوم خويش فرستاديم ، گفت : اى قوم ، خداى را بپرستيد كه جز او خدائى نيست و من بر شما عذاب روزى بزرگ مىترسم . 60 -
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
گروهى از خويشان او گفتند : ما تو را در گمراهى آشكار مىبينم . 61 -
قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ .
گفت : اى قوم ، به من هيچ گمراهى نيست ليكن من فرستاده از سوى خداى جهانيان هستم . 62 -
أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ .
من پيغامهاى خدايم را به شما مىرسانم و به شما پند و نصيحت مىدهم و از خداى مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد .