تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
دلهاشان را كژى و چفتگى ( خم ) است ، به قصد آشفتگى دين بر پى متشابه روند و جستن تأويل آن با حقيقت مراد خداى از آن بدانند ! درصورتىكه هيچ‌كس جز خداوند و راسخان در علم تأويل آن را ندانند ، كه مىگويند : خداوندا به كتاب تو ايمان آورديم و همه از نزد خداى ما است و پند نگيرند جز دارندگان خرد ! 8 -
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ .
خداوندا ، دلهاى ما را تاريك مگردان پس از آنكه راه بما نمودى و ما را نزديك خود رحمت ببخش كه توئى فراخ‌بخش . 9 -
رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ .
خداوندا ، تو فراهم‌آورندهء مردمانى براى روز رستاخيز كه در بودن آن شكى نيست ، چه كه خداوند وعده‌اى را كه دهد خلاف نكند .

( تفسير ادبى و عرفانى )

7 -
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ . .
آيه . خداوند قرآن را فروفرستاد كه شامل آيه‌هاى محكم و متشابه است ، بعضى دانشمندان روحانى و مفسرين گفته‌اند : آيات محكم آنها است كه در لفظ و معنى آنها اشكال و اختلافى نيست و آنها واجبات و حدود و حلال و حرام هستند . و آيات متشابه آنها است كه ظاهر آن با حقيقت آنها مختلف باشد . برخى ديگر گفته‌اند محكمات قرآن ، قصّه‌هاى پيغمبران است كه از نوح در ( 24 ) آيت و از هود در ده آيت و از صالح در هشت آيت و از لوط در هشت آيت و از شعيب در ( 13 ) است و از موسى در آيات فراوان و از پيغامبر ما محمّد در ( 24 ) آيت است و متشابهات آنها است كه در آن داستانها با تعبير مختلف ذكر شده ، مانند : مار يا اژدها در مورد عصاى موسى - بعضى ديگر گفته‌اند : محكمات آنست كه دانشمندان دريافت معنى و تأويل آن دانند ولى متشابهات جز خداوند يكتا نداند ، مانند نزول عيسى و روز رستاخيز كه جز خداوند نداند . اما فايدهء متشابهات در قرآن آنست كه تشريفى است براى عالمان كه معانى دقيق از آيات قرآن استخراج مىكنند و بدان سبب از عامّهء مردم ممتاز مىشوند و در آخرت هم به اجر و ثواب مىرسند . پس آيات قرآنى دو قسم است يكى ظاهر روشن ، ديگرى غامض مشكل ، ظاهر ، جلال شريعت است ، مشكل ، جمال حقيقت است ، ظاهر است تا عامّهء مردم دريابند و بدان عمل كنند و به ناز و نعمت رسند ، مشكل است تا خواص با تسليم و اقرار به آن به راز ولى نعمت رسند ، و از آنجا كه هرجا نعمت و ناز است تا آنجا كه انس و راز است ، بسا نشيب و فراز است ، خداوند از عزّت و شرف آن حالت ، پردهء غموض و اشكال و تشابه از آن برنگرفت تا هر نامحرمى در آن كوى قدم ننهند ، كه نه هركس شايستهء دانستن رازهاى پادشاهان است .
رو گرد سراپردهء اسرار مگرد * كوشش چه كنى كه نيستى مرد نبرد
مردى بايد ز هر دوعالم شده فرد * كو جرعهء درد دوستان داند خورد
8 -
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا . .
آيه . اين بدين معنى است كه بار خدايا شور دل و زيغ از دلهاى ما دور دار و ما را بر بساط خدمت پاينده بدار و آنچه دهى به فضل و رحمت خويش ده نه جزاى اعمال و عوض عبادات ، كه اين‌ها شايستهء حضرت جلال تو نيست . پيرى از پيران طريقت گفت : اين آيت مرا خوش افتاد كه فرمود چه بسا اعمال بندگان كه
هَباءً مَنْثُوراً
شد يعنى نيست و نابود گشت ، تا ما از اين اعمال ناپسنديده و طاعات و عبادات ناشايسته بازرهيم و يك‌بارگى دل در فضل و رحمت او بنديم .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 123 | احمد بن محمد ميبدى