تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة مقدمه 33

مساهمون:

صمقدمه ٣٣

چند نكته :

( 1 ) * در باب « تحيّت مغان » « 1 » كه در صفحهء 10 متن آمده است و منشأ افسانه‌اى « هزار سال بزى » ، ابو ريحان در « الآثار الباقيه » چنين مىنويسد : « همهء ايرانيان بر اين قول همدل و همداستانند كه بيوراسپ هزار سال زندگى كرد ، و اگر چه برخى مىگويند بيشتر از هزار سال زندگى نمود ، و اين هزار سال مدّت پادشاهى و غلبهء او بود ، و گفته‌اند اينكه ايرانيان به يكديگر اينطور دعا مىكنند كه « هزار سال بزى » از آن روز رسم شده ، زيرا چون ديدند كه ضحّاك توانست هزار سال عمر كند و اين كار در حدّ امكان است ، هزار سال زندگى را تجويز نمودند . » ترجمهء الآثار الباقيه . به قلم اكبر داناسرشت . ص 145 * * * ( 2 ) * بودمين ( ص 20 س 10 ) : اين واژه و به قياس آن « رستمى » ، « رستمين » و « خندمين » در متون فارسى ديده شده است : اسدى در « گرشاسب نامه » مىگويد :
ز هرجانور پاك و ز رستمى « 2 » * همه هرچه پيدا شود بر زمى
گرشاسب نامه . به اهتمام حبيب يغمائى . ص 139 و نيز در جاى ديگر :
هامش
( 1 ) . توجه من به اين نكته بر اثر اشارهء علّامهء فقيد محمّد قزوينى بوده است . ر ك : يادداشتهاى قزوينى ، به كوشش ايرج افشار ، ج 7 ، ص 297 . ( 2 ) . مصحّح در حاشيه آورده است : متن : رستنى « تصحيح قياسى » .