198 - نيست بر شما بزه كه بجوييد افزونى از پروردگار شما . چون بازگرديد شما [ از ] عرفات به مزدلفه آييد ، ياد كنيد خداى را نزد شعاركان « 1 » ( ؟ ) حرام ؛ و ياد كنيد او را چنان كه راه راست نمود شما را . و اگر بوديد از پيش او از گمراهان .
199 - پس بازگرديد از آنجا كه بازگشت ابراهيم پيغامبر ، و آمرزيش خواهيد از خداى ، به درستى خداى آمرزگارست رحمتكننده .
200 - چون بگذاريد شما نسكهاى شما ، يعنى حج ، ياد كنيد خداى را چنان كه ذكر مىكنيد شما پدران شما را ، يا سختتر ، يعنى نيكوتر يادكردن . از مردمان كس هست مىگويد : خداوند ما بده ما را اندر اين جهان ، و نبود او را در آن جهان از نصيب .
201 - و از ايشان كس مىگويد خداوند ما ، بده ما را در اين جهان نيكى طاعت ، و در آن جهان نيكى ثواب . و نگاه دار ما را از عذاب آتش .
202 - آنان كه ايشان را [ است ] نصيب و بخش از آنچه كسب كردند خيرات ، و خداى زودكنندهء شمار است .
203 - و ياد كنيد خداى را روزهاى شمرده ، يعنى ايام تشريق . هركه زود باز گردد در دو روز تشريق نيست بزه برو ؛ و هركه تأخير كند تا سوم روز ، نيست بزه بر او ، هركه ترسكار بود . و بترسيد از خداى ، و بدانيد كه به درستى شما سوى او حشر كرده شويد .
204 - و كسى است از مردمان كه عجب مىدارد ترا گفت او اندر زندگانى اين جهان ، و گواهى مىدهد خداى بر آنچه اندر دل او ، « 2 » [ است ] و او سخت خصومت است .
205 - و چون بازگردد ، برود اندر زمين تا فساد كند در آن ، و هلاك كند كشت را و نسل حيوان را ، و خداى ندارد دوست فساد را .
206 - و چون گفته شود او را بترس از خداى ، بگيرد او را تكبرش به بزه ، بسنده
هامش
( 1 ) . در متن چنين است . در ترجمه تفسير طبرى : مشعر حرام ، المسجد الحرام ؛ و در ترجمه و قصههاى قرآن : شبنگاه شكهمند .
( 2 ) . در حاشيه : + از نفاق و عداوت .