تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
طالوت مر ايشان را گفت : خداى آزمايش كرد خواهد همىتان كه ميان اردن و فلسطين است به آبى روان .
فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي .
هركه از ان جوى آب خورد نه از ان كسهاست كه يارى ده من بود به كارزار دشمن من بددل گردد .
وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي .
و هركه ازو نخورد او از من باشد ، اى از ان كسها بود كه مرا يارى ده بود .
إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ .
مگر آن كسى كه او يك كف از آن آب به دست فر دارد ، آن مرورا و مر ستور او را بسنده بود . چو غرفه خوانى به نصب غين ، و چو غرفه خوانى به رفع « 1 » غين ، مگر آن كسى كاو به كف دست فر دارد بدان مقدارى كه خواهد . تشنه گشتند سخت ، چو آب را بديدند خويشتن اندرو فگندند و ازو فر داشتند [ 105 ] و بخوردند . همه بددل گشتند . خداى گفت عزّ و جلّ :
فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ .
همه بخوردند از ان آب مگر اندكى ازيشان ، و آن سيصد و سيزده تن بودند .
فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ .
چو از آن جوى بگذشتند طالوت و مومنان فا او . مقاتل گفت : همه به جملگى از جوى بگذشتند آن هنگام فىفرمانان گفتند :
قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ .
امروز ما را طاقت نيست به كارزار جالوت و لشكر او . و كلبى گفت : مر عاصيان را طالوت فاز گردانيد سيصد و سيزده تن . گفتند : امروز ما را طاقت نيست به كارزار جالوت و قوم او .
قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ .
گفتند : آن‌كسها كايشان فىگمان بودند به‌شمار و به روز پاداش از مومنان قوم طالوت .
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ .
بسا لشكر اندكى كه بودند از مومنان ، غلبه كردند مر جماعتى بسيار را از كافران به خواست خداى عزّ و جلّ .
وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ .
اى ما صبر كنيم تا ظفر يابيم ، خداى عزّ و جلّ يار صابران است . آيهء 250
وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ .
و چون به كارزار جالوت و لشكر او برون شدند .
قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً .
دعا كردند و گفتند : اى بار خداى ما ، ما را شكيبايى اندر
هامش
( 1 ) . نصب و رفع را كه مخصوص آخر كلمات است بجاى فتحه و ضمّه به كار برده است .