خوك گردانيد .
و قصهى اين چنان بود كه اين گروهى از جهودان كه كم علمتر بودند و گروهى منافقان با مؤمنان همنشينى كردندى ، و آنچه از دانشومندان خويش شنيده بودندى ، بعضى با مؤمنان مىگفتندى وزان جمله آن بود كه گفتندى كه ما را دانشومندان ما خبر دادهاند كه اين پيغامبر بخواهد بود ، نشان او اندر توريت يافتهايم و نيز بگفتندى كه دانشومندان ما ، ما را خبر دادهاند كه از پيشينگان 18 ما بعضى را خداى عز و جل كپى گردانيد اندر زمانهى داود عليه السّلام ، و بعضى را خوك گردانيد اندر وقت عيسى عليه السّلام .
چون اين نادانان به نزد داناآن خود باز آمدندى آن داناآن مريشان ملامت كردندى و گفتندى
أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
اى شگفت كارا پيش مسلمانان بگفتيد كه خداوند تعالى با شما و با برادرانتان چه كرده است و مر شما را چه خبر داده است
لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ
ليخاصموكم به عند ربكم تا ايشان بدين بر شما به قيامت به خداى تعالى بهانهگيرند و مر شما را بدين برده گردانند 19 و گويند كه شما دانستيد كه اين پيغامبر به پيغامبرى سزاوار است چرا نگرويديد
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
( 71 ) او ليس لكم ذهن الانسانيّة و لبّ الغريزيّة حتى تعلموا انّ هذا حجّة لهم عليكم گفت اين مقدار بارى هوش نداريد و اندر دلتان اين مقدار خرد نيست كه بدانيد [ 12 ] كه ايشان را حجت و بهانه باشد و شما اندرين پرده شويد
أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ
( 72 ) يعنى الرّؤسآء و السّفلة « 1 » انّ اللّه ( بانّ اللّه ) « 2 » تعالى يعلم ما يسرّون يعنى اسرارهم و ما يعلنون يعنى اعلانهم .
هامش
( 1 ) . اصل : السفلة .
( 2 ) . چنين است در متن ، ظاهرا ( بان اللّه ) زايد است .