تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
يا سينى مسى را بر آتش كذاشته كه خوب كرم كردد پس آن قمع را بيكدست كرفته بسرعت تمام بر آن بفاصلهء يك شبر يا كمتر بكرداند تا مانند رشتهاى باريك از آن برايد و در ديك بسته شود و از دست ديكر آنچه بسته شده است بردارد اكر يك شخص باشد و اكر دو كس باشد و يا ظرف بزرك باشد يكى بريزد و ديكرى بردارد مادام كه هر مقدار كه خواهند پس آن را در ظرفى كرده مغز كردكان بريان و مغز بادام بريان و مغز پسته بريان كوفته و جلاب سكرى و قدرى دانه هيل سوده بر روى وى كرده بخورند و بعضى بجاى جلاب سكرى پالوده سكرى رقيق كه آن را به فارسى ماقوت رقيق كويند بر روى وى كرده ميخورند و پخته از آرد ترتيب دهند سبك و سريع الهضم و قابض و آنچه از آرد ميده يا نشاسته ميسازند كثير الغذاى و بطى الهضم است و از نشاسته ساخته آن سبك‌تر و قابض‌تر و بدوائيت اقرب

[ امراضى كه اطريه در درمان آنها مفيد است ]

صداع

از اغذيه نافعه از براى اصحاب صداع خصوص صفراوى و صداع يابس ساذج خصوص وقتى كه سبب آن غم و هم باشد اطعمهء خفيفه لطيفه صالحة الغذاست و اطريه از آن جمله است

ماليخوليا

از اغذيه صالحه از براى اصحاب ماليخوليا نزد جراحت و يبس اطريه است بسبب آنكه متولد ميكردد از خون بلغمى كه مقاومت مىكند با سوداى احتراقيه به سبب تبريد و ترطيب و متولد نميكردد از آن سوداء و ابخره رستجز نيز نميكردد و بايد دانست كه غذاهاى لطيفه كاه باشد كه ضرر كنند به جهت آنكه زور محترق ميكردند و نيز اطريه و امثال آن را در ماليخوليا وقتى بايد خورد كه قوت هاضمه قادر بر هضم آن باشد به جهت آنكه نزد ضعف قوت هاضمه فاسد ميكردد امثال اين اغذيه در معده و فساد غذا از اضر اشيا است از براى اصحاب ماليخوليا و اكثر امراض

الزكام و النزله

نافع است از براى زكام و نزله بارد تغذيه باطريه و با عسل

نفث الدم

نافع است از براى نفث الدم هر چيزى كه بوده باشد آن را خاصيتى در حبس خون از غذاهاى مانند اطريه خصوص وقتى كه پخته باشند در آن عدس

سل

از اغذيهء مناسبه از براى اصحاب سل اطريه است

بول الدم

نافع است از براى اصحاب بول الدم تغذيه باطريه نسيان كفته‌اند كه تغذى باش متوبل بدارچينى باندكى دارفلفل و خولنجان و يا با اندكى حلتيت نافع است از براى نسيان بارد ساذج و كفته‌اند باكى نيست از خوردن مرباى زنجبيل و امثال آن و مثلث بالاى آن براى ابدان و امزجهء بارده رطبه و معدهاى رطب و كاهى جهت اصحا و زيادتى لذت نخود درست و چغندر را ريزه كرده در آن پخته مىخورند و كاهى سيب و به و چغندر داخل ميكنند و كاهى كوشت را كوفته ساخته داخل مينمايند و جمله آشهاى آرد بنه اكثر مستعمل اهل خراسان و هراة و توران است و بعد از آن اهل ايران و سائر بلاد ديكر كمتر

باب الالف مع الغين المعجمة

اغبر

بدانكه اغبر بفتح همزه و سكون غين معجمه و فتح باى موحده و راى مهمله دواى مركبى را نامند كه نافع باشد جرب غين را و از قبيل زرور و برود است

[ اغبر نافع از براى وردپنج و برش جفن ]

اغبر نافع از براى وردپنج و برش جفن بعد از استعمال اصفر كبير و تراش بايد كه به چشم كشند

صنعت آن

توتياى كرمانى مغسول مدبر صدف سوخته مغسول از هريك دو درم نبات سفيد پنج درم بدستور زرور سازند و اين زرور جرب و سبل را نيز نافع و در نسخه كه حكيم عطاء اللّه كه از بياض مجربات نواب حكيم محمد باقر ولد حكيم عماد الدين محمود شيرازى نقل نموده بجاى صدف سوخته مدبر شيح محرق مغسول است و وزن هر دو دواى اول ده درم و وزن نبات پنج درم است

اغبر لؤلؤى جرب و ضعف باصره و سبل و شرناف و ظفره را نافع است

صنعت آن

توتياى كرمانى مغسول شيح محرق مغسول از هريك دو درم مرواريد ناسفته شش درم نبات سفيد پنج درم صلايه كرده استعمال نمايند

اغبر ديكر قروح چشم و سبل و جرب را سود دارد

صنعت آن

توتياى كرمانى مغسول شيح سوخته مغسول نبات سفيد از هرى پنج درم انزروت سفيد پرورده عصاره ماميساى دهبانى از هريك يك درم صلايه كرده استعمال نمايند

باب الألف مع الفاء

افاويه

اسم ادويه خوشبو است كه در اطعمه و اشربه ميكنند محمود سنجرى كفته كه افاويه عطره طيبةالرائحه است مانند قرنفل و دارچينى و هيل و غير اينها

[ حب افاوية مسهل نافع از براى ضعف معده ]

حب افاوية مسهل نافع از براى ضعف معده حادث از بلغم و از براى كسى كه كاره از نوشيدن ايارج باشد

صنعت آن

حب بلسان عود بلسان دارچينى سليخه مصطكى سنبل الطيب اسارون زعفران بسباسه قرنفل جوزبوا از هريك يك درم و نيم غاريقون دو مثقال تربد سفيد ده درم و در نسخه ديكر ده مثقال است سقمونيا دو مثقال زنجبيل دو درم كوفته بيخته باب كرفس حب سازند شربتى دو درم و نيم تا سه درم

[ حب افاويه نافع از براى امراض سوداوى و صفراوى و بلغمى در مهده ]

حب افاويه امراض سوداوى و صفراوى و بلغمى را كه در معده باشد و غشى حادث از آن و از ناخوشى حال معده را نافع است

صنعت آن

دارچينى قصب الذريره حب بلسان فقاح اذخر سليخه قرفه الطيب از هريك ده اوقيه كوفته و در شش من آب باران به‌پزند تا به نصف رسد پس بكيرند صبر سقوطرى نيم من و در آن ريزند و همه در آن آب بجوشانند و صافى كنند و دو بار سه بار كه به هيچ چيزى از دردى در آن نماند و بافتاب نهند تا خشك شود پس زعفران مرمكى صافى مصطكى از هريك يك اوقيه بيخته در آن بياميزند و حبها سازند هر حبى به قدر نخودى و در سايه خشك كنند شربتى مثقالى باب نيم كرم فرو برند و در نسخه معصومى تا قرفة الطيب از هريك هفت درم و نيم است و كفته در يك چهار يك آب باران بجوشانند تا به نصف آيد و وزن صبر ده درم و زعفران و مصطكى و مرمكى از هريك يك درم شربتى يك مثقال

[ حبّ افاويه ديگر كه در حمى بوم به سبب ناكواريدن طعام به كار آيد ]

حبّ افاويه ديكر كه در حمى بوم به سبب ناكواريدن طعام به كار آيد و به جهت تليين طبع زمانى كه ثقل از طعامهاى غليظ رسيده باشد به كار آيد و بادها دفع كند و قولنج بكشايد

صنعت آن

فلفل دارفلفل دارچينى قرنفل زنجبيل مصطكى نارمشك اجزا متساوى كوفته بيخته از مجموع ده درم بكيرند و ده درم سقمونيا و ده درم نبات سفيد و يك درم كثيرا سوده باب پودنه سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى و اكر پودنه حاضر نباشد بكلاب يا آب انار شيرين بسرشند هرگاه يك حب بخورند يك مجلس اجابت كند و طعام و طعام بكوارد و بادها بشكند

حبّ افاويه بادها دفع كند و طبع را نرم سازد و قولنج را بكشايد

صنعت آن

زنجبيل قرنفل دارچينى فلفل دارفلفل نارمشك مصطكى از هريك يك مثقال سقمونيا هفت درم و در نسخه ديكر هفت مثقال است قند سفيد هفت مثقال كوفته پخته حب سازند هريك مقدار نخودى هر حبى يك مجلس اجابت كند و در نسخه ديكر از هريك از كثيرا و صمغ عربى يك درم داخل است

[ دهن افاويه ]

دهن افاويه مانند قرنفل و بسباسه و دارچينى و جوزبوا و مانند اينها نافع است براى جميع امراض باردهء بلغميه و كسر تحليل رياح و تقويت قوى و ارواح و معده و قلب و كبد و دماغ

صنعت آن

بكيرند از هريك از اينها كه خواهند چهار رطل و جوكوب نمايند و در هريك رطل يك اوقيه و نيم نمك داخل نمايند و در آب كرم بخيسانند و تا پنج‌روز در جاى سرد نكاه دارند پس بقرع و انبيق مقطر نمايند و در حين تقطير دو قبضه نمك نيز داخل نمايند پس دهن را از آب جدا نمايند صاحب طب كيميائى براكلسوس كه اين نسخه منقول از آن است نوشته كه از چهار رطل افاويه هفت اوقيه دهن برمى آيد
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 630 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى