جاىترى
بهندى اسم بسباسه است
* فصل الجيم مع الباء الموحدة *
جبلاست
فطراساليون را كويند
جبين
بتركي ذباب را نامند
جبسين
جص است
جج
به دو جيم بلغت تنكابن ماميران است
* فصل الجيم مع الدال المهملة *
جداجدا
صرصر است
جدال
نوع سبز ملح است
جدب
جماز است
جدورا
باصفهاني صبر را نامند
جدا و جدى
بزغاله را نامند بعربي و نيز بعربي معز كويند
* فصل الجيم مع الراء المهملة *
جر
بجيم عربي بهندى بيخ را نامند
چرايته
اسم هندى قصب الذريره است
جراصيا
فراصياست
جرامه
مشط الراعي است
جربوب
جلبوب است
جربوز
بقلهء يمانيه است
چربي كوشت
اسم فارسى سمن است
جرجر
باقلى است
جرجر مصرى
باقلى مصرى است كه ترمس نامند
جرجير الماء
قرة العين است
جرمانق و جرمدانق
كرم دانهء است
جرذان
فاره است
چرغ
به فارسى اسم زمح است
چرغون
بفارسي لسان الحمل را نامند
چرند
بديلمى نبات ثافسياست
چريه
بهندى اسم عصفور است
جريش
بتركي اشراس را نامند
* فصل الجيم مع الزاء المعجمة *
جزر اقليطي و جزر برى
كويند شقاقل است
جزمازج
كزمازج است كه ثمرة الطرفا باشد
جزور
بچهء شتر است
* فصل الجيم مع السين المهملة *
جساد
زعفران است
جسارا
تمر هندى است
جست
اسم هندى روى است كه بعربي شبه نامند
جسمى
حسك است
* فصل الجيم مع الشين المعجمة *
جش
به فارسى مهرهء كبودى است كه بكردن اطفال جهت چشم بد مىبندند
چشميزج و چشمك و چشوم
تشميزج است
چشم خروس
به فارسى عين الديك است
جشبيش
بعربي بلغور را نامند و آن نيم كوفته كندم و امثال آن است
جص
جبسين محرق است
* فصل الجيم مع العين المهملة *
جعدهء صغيره
جعدهء كوهي است
جعدة القنى
بلغت دمشق پرسياوشان است
جعدهء كبيره
جعدهء بستاني است
جعفرى
بلغت مازندراني قسم كرفس الماء و جرجير است
جعفيل
به فارسى اسد العدس است
جعل
به فارسى قسم بزرك خنفسا است
* فصل الجيم مع الغين المعجمة و الفاء و القاف *
جغرات بخراسانئ
لبن حامض را نامند
چغندر
به فارسى اسم سلق است
جفرى
بفاكفرى است
جقطوط
بقاف شوكران است
* فصل الجيم مع الكاف *
چكاوك
اسم فارسى قبره است
جكر
بفارسي كبد را نامند
چكروك
بتركى دانهء ميوهها را كويند
چكورتكه
اسم تركى جراد است
* فصل الجيم مع اللام *
جل
معرب كل فارسى است و مراد از ان ورد احمر است
جلاب
از اشربه است و در مركبات ذكر يافت
چلپاسه
اسم وزغه است
جلبان
خلر است
جلبوب
نوعى از لبلاب است
جلتاغوج
اسم تركى حبة الخضراء است
جلتلق
سلق جبلي است
جلجلان
بسرياني سمسم و كزبره را نيز شامل است