قرح / قروح مثانه / قروح ساق پا / قروح احشا / قرحه مجارى بول / قروح اذن مؤخر رأس / قروح سر / قروح فم
قُرح : درد و وجع جراحت را گويند و اضافت به هر عضوى كه در آن واقع شود مىنمايند و مىگويند قرحهء معده و گرده و مثانه و امعا و رحم و . . . . « 1 »
جمع قُرح ، قروح است و در هر عضوى كه قرحه ايجاد شود به آن اسم مىخوانند ؛ مانند : قروح مثانه ، قروح ساق پا ، قروح فم ، قروح احشاء ، قرحهء مجراى بول ، قروح اذن و . . . .
قروح شهديه / شهديه
قروح شهديه : ر . ك - : مدخل « شيرينج » .
قشعريره / اقشعرار
قشعريره : حالتى است كه مىيابد بدن انسان در آن اختلاف در سردى و نخس در جلد و عضل خود و پيش از آن تكسرى و اعضا شكنى . « 2 »
قشف و تقشر جلد
قشف و تقشر جلد : يعنى خشونت و درشتى پوست و جدا شدن پوستهاى باريك از جلد . « 3 »
قضيب بالارفته
قضيب بالارفته : گاه قضيب نيز مرتفع و بالا مىرود به حدى كه بتمامه از ظاهر مفقود مىگردد و اين نادر الوقوع است ، و اسباب و علامات و علاج اين نيز مانند علاج ارتفاع خصيه است . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 87 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 511 .
( 4 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( معالجات ) ، ج 2 ، ص 77 .