ظلمت بصر
ظُلْمَت : تاريكى و نقصان باصره است . « 1 »
عرق النّسا
عِرق النَّسا : وجعى است كه در عِرق وريدى - كه آن را عرق النّسا نامند - به هم مىرسد و ابتدا از مفصل ورك كرده ، پايين مىآيد از طرف وحشى و بر ران كشيده تا زانو و كعب و انگشت خنصر مىرسد . و سبب آن امتلاى آن رگ است از خون غليظ فاسد سياه و يا رطوبات مائى كه از خون جدا نگشته و يا رطوبات لغمى خام و گاه مىباشد كه آن اخلاط به سبب محتبس بودن ، كيفيت رديهء سمّيه به هم مىرساند . « 2 »
عسر بلع
عسر بلع : آن است كه مأكول و مشروب به دشوارى فرو برد و اسباب آن يا در نفس مرى باشد و يا در مجاور او . « 3 »
عشا
عَشا : مرضى است كه به شب قوهء باصره ضعيف و باطل گردد به حدى كه چيزى ديده نشود و صاحب آن به شب چيزى را نبيند و آن را به فارسى « شب كورى » نامند . و سبب آن صعود ابخرهء غليظه است به دماغ و چشم و گردانيدن نور باصره را غليظ . « 4 »
عطاش
عُطاش : مرضى است كه صاحب آن هرچند آب بياشامد ، سيرابى او را حاصل نگردد . « 5 »
هامش
( 1 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 81 .
( 2 ) . همان ، ص 82 .
( 3 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 107 .
( 4 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 82 .
( 5 ) . همان ، ص 83 .