و يابس آن است كه دانههاى آن بسيار ريزهء پيوسته به پوست بدن باشد و خارش بسيار كند و چرك نياورد .
و رطب آن است كه چرك آورد و از آن رطوبات لزج و چركاب رقيق دفع گردد . اگر در آن چندان خباثت و ردائت نباشد ، به زودى به اصلاح آيد و الّا از آن خون سياه و چرك غليظ آيد و احياناً در آن كرم ريزههاى سفيد مدور بسيار كوچك شبيه به صيبان - كه به فارسى « تخم شپش » نامند - تولد يابد و در اعضاى داخلى مانند گرده و مثانه نيز جرب به هم مىرسد . « 1 »
جرب اجفان / جرب العين
جَرَبُ الْعَين : خشونتى است كه عارض اندرون پلك چشم مىگردد با خارش بسيار و چهار نوع مىباشد و در همه آنها چرك از چشم مىآيد . « 2 »
و انواع جرب چشم چهار است ؛ اول : آن كه در اندرون چشم خشونتى اندك به هم رسد با حمرت و خارش و اين را « جرب منبسط » نامند .
دوم : آن كه در اندرون چشم دانهء كوچك به صورت خفيف كه سر آن سفيد باشد و از آن قشور نازك جدا گردد .
سوم : آن كه به صورت ثمر انجير بعضى از آن چسبيده به بعضى و بيخ آنها مستدير و سر آنها تيز و از اين جهت اين را « تينى » نامند .
و چهارم : آن كه سياه با خشكريشه باشد و اين ردىترين همه است و به ديرى و دشوارى علاج مىيابد و از جملهء امراض مسريه است . « 3 »
جرب مثانه
جرب مثانه : آن خارشى است در مثانه ؛ سببش فضول حاد شور يا بورقى است كه بثور اندر مثانه پيدا كند و متقرح گردد و از سوزش بول و بدبويى آن و درد شديد يا حكهء مثانه و بن قضيب و بن رانها ، و پيوسته ماليدن قضيب و نعرهها زدن و خصوصاً وقت تبرز و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 62 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .