تحجر مفاصل
تحجر مفاصل : چون بر اصحاب مفاصل ، زمانه دراز گردد و ماده اندر پيوندها متحجر شود و تعقد و صلابت پديد آيد و اين يا به سبب ردائت مادهء منصبه ؛ چون غليظ بارد لزج مىباشد و يا از سوء تدبيرى معالج كه در ابتدا اضمدهء بارده و مخدره و يا محلّله و يا مدرات و يا مسهلات قويه پيش از نضج ماده استعمال كرده باشد . و گاه اين تحجر به مرتبهاى مىرسد كه بيمار حركت مطلقاً نتواند كرد و اكثر مفاصلى كه بعد زوال آتشك ، افتد تحجر در آن پديد مىآيد . « 1 »
تخمه
تُخَمه : عبارت از عدم انهضام طعام است در معده و ماندن آن در آن ، غير منهضم به حال خود و يا مستحيل به جوهر غريب و كيفيت غير صالح گرديدن و جشاهاى بدبو زدن و گاه بوى طعام از آن آمدن و تمدد و ثقل و سوزش معده و يا به افراط به طريق امعا دفع شدن . « 2 »
ترهل
تَرَهُّل : نرمى و سستى گوشت بدن است و آملى گفته كه نفاخى است كه عارض مىشود در اطراف و اعضاء قليلة الدم به سبب غلبهء بلغم رقيق و ضعف هضم آن . « 3 »
تشنج
تَشَنُّج : مرض عصبانى است كه حركت مىكند و برمىگردد عضل در آن به سوى مبادى خود و كشيده مىماند به يك جانب و لهذا منبسط نمىگردند اعضا ، خواه به سبب آن امتلاى عروق و اعصاب باشد و يا استفراغ و يبس . « 4 »
هامش
( 1 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 47 .
( 2 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 59 .
( 3 ) . همان ، ص 60 .
( 4 ) . همان .