انتفاخ
انْتِفاخ : زيادتى است كه در عضو به هم رسد به سبب در آمدن مادهء ريحى در آن با خارش . هرگاه مطلق ذكر نمايند و مقيد به انتفاخ بطن و يا غير آن ، مراد زيادتى حاصل از مادهء ريحى در آن با خارش ، هرگاه مطلق ذكر نمايند و مقيد به انتفاخ بطن و يا غير آن ، مراد زيادتى حاصل از مادهء رخو ريحى و غير آن است كه در آن عضو به هم رسد . « 1 »
انتفاخ انف
انتفاخ انف : گاه در بينى اطفال انتفاخ به حدّى عارض مىشود كه غليظ و سطبر مىگردد و وجع مىنمايد و طفل بىآرام و سكون مىباشد . « 2 »
انفتاخ عين
انتفاخ عين : زيادتى است كه از مادهء بارد خلطى و يا ريحى عارض چشم گردد با خارش . « 3 »
انشقاق / شقاق
شُقاق : مرضى است كه در آن موى مىريزد و نيز بر تشقق جلد بدن و دست و پا و صورت و غيرها از سردى و يا غير آن اطلاق مىنمايند . و بعضى گفتهاند : عبارت از تشقق شَرَج است . « 4 »
انفجار
انفجار : هو تفرق الاتصال فى وسط الوريد . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 55 .
( 2 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 1 ، ص 555 .
( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 55 .
( 4 ) . همان ، ص 78 .
( 5 ) . محمد بن يوسف الطبيب الهروى ؛ بحر الجواهر ، مادهء « انفجار » .