فخر رازى آرد را ليتى كند * پيش مرغان ريزد و تيتى كند « 1 »
بدان كه حسوء مهموز - بر وزن فعول - مايعى را گويند كه به دم بكشند و گاهى همزه را قلب به واو كرده و واو را به مجانست ضمهء ما قبل مضموم ساخته و واو دوم را در آن ادغام مىكنند ؛ چون عدو و آن را « حسا » نيز گويند و گويند جمع آن احسا است و به فارسى « حريره » گويند . « 2 »
حلوا
حلوا : آنچه به جهت تسمين است ، بايد غذا كباب و شورباى گوشت تغلى باشد و از حموضات و اغذيهء مملوحه اجتناب كنند و پيوسته بدن را به روغن بنفشه بادام چرب كنند و به حمام معتدل و حركت به اعتدال و پوشيدن لباس نرم و از اعراض نفسانى و پريشانى خواطر و حركت عنيفه ملاحظه كردن و از آنچه تحليل آورد دور بودن و جمعيت خواطر و بىقيدى و نشاط و طرب و لهو و لعب از اسباب فربهى و سمن بدن است ؛ امّا آنچه از آرد و روغن سازند ، مسدد و غليط و دير هضم و مولد خلط مرارى و سوداوى است ، خصوصاً در محرورين و بىروغن لطيفتر و بهتر است ، و آنچه از عسل و شكر سفيد سازند ؛ بر سر طعام تخمه آورد و آنچه از ترنجبين سازند ، مضر معده است و آنچه از دبس پزند ، دير گوارد و مولد تخمه است . « 3 »
حلواى چلغوزه / جلغوزه پرورده
پروردن چلغوزه : درد عصبها را سود دارد و قوت باه زيادت كند .
صنعت آن : بگيرند مغز چلغوزه پاك كرده چندان كه خواهند و در آب و انگبين بپزند . پس از آن انگبين بيرون كنند و يك ساعت بنهند تا آب و انگبين از وى فرو رود ، پس به انگبين مصفّا بجوشانند ؛ جوشانيدنى سبك و داروها درافكنند و نگاه دارند . « 4 »
هامش
( 1 ) . محمد صالح هروى ؛ قرابادين صالحى ( تحفة الصالحين ) ، ص 72 .
( 2 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 15 .
( 3 ) . محمد صالح هروى ؛ قرابادين صالحى ( تحفة الصالحين ) ، ص 78 .
( 4 ) . سيد اسماعيل جرجانى ؛ ذخيره خوارزمشاهى ، ص 719 .