و ترشى آن ، دليل برودت .
و بد طعمى ، دليل عفونت است .
فصل پنجم [ از باب پنجم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان قوام نفث
بدان كه رقت آن : علامت خامى مادّه است و گاهى علامت نضج است و فرق ميان هر دو ، از جنس مادّه و وقت « 1 » خروج مىتوان نمود .
و غلظت نفث ، علامت خامى است و اشعار نمايد بر تعسر نضج .
و اعتدال آن در غلظت و رقّت ، و علامت نضج تامّ است .
فصل ششم [ از باب پنجم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان شكل و هيأت نفث
بدان كه استدارهء آن ، علامت آن است كه مادّه غليظ است و در قصبههاى ريه حرارتى عظيم واقع است . و « ابقراط » گفته « 2 » : « نفث بصاقى » از كسى كه آن را حمى نباشد ، دليل ذبول و لا غرى باشد . و نيز گفته : بسيار مشاهده نمودم كه از عقب « نفث مستدير » ، مرض سل عارض گرديد و نيز گفته كه : چون با نفث مستدير حمّى باشد و با آن نيز قدرى از علامت اخلاط عفنّ ، اختلاط عقل به زودى عارض گردد
و نفث بصاقى ، عبارت از آن است كه نفث خام برآيد .
هامش
( 1 ) . ب : دقت .
( 2 ) . على ابن عباس اهوازى ، كامل الصناعهء ، مصر ، ج 1 ص 209 .