دليل قوى است بر آن كه از فضلات رطوبات ثانويه است كه طبيعت دفع نموده . و شدّت نتن مدفوع و اشتعال و التهاب بدن در مرض حاد ، علامت قوى است بر آن كه ذوبانى از اعضاء اصليه است . و ذوبانى لحمى و شحمى و سمينى « 1 » ، علامت آن آن است كه ذكر يافت .
گاهى براز رطب رقيق با زبد مىباشد ، و بيان اين - ان شاء الله تعالى - در مبحث على حده خواهد آمد .
اما بيان براز غليظ :
و اين ، يا طبيعى است و آن را براز يابس نيز نامند ، اعم از آن كه براز بالتمّام يابس باشد ، و يا مختلط به رطوبات . آن چه بالتمام يابس باشد : سبب آن ، يا داخلى است و يا خارجى :
اسباب خارجى ، استعمال ادويهء يابسه و تكرار و تكثار آن و تعب مفرطِ معرّق و بسيار نشستن در حمام - خصوصاً حارّ معرّق - و بالجملة ، هر چه محلّل [ است ] و باعث حدوث يبوست از اغذيه يابسه ، ظاهر است .
[ و امّا ] جهت تعب مفرط معرّق ؛ بنا بر آن كه رطوبات چون به عرق مندفع گردند ، ناچار بدن جذب رطوبات از براز نمايد تا خلا لازم نيايد و جفاف در اعضاء . و طول حمّام معرّق و ساير رياضات و اعمال و حركات معرّقه به جهت تبخير رطوبات است و دفع آنها به عرق و غير آن و اين لازم دارد يبوست براز و ساير بدن را .
و ببايد دانست كه استعمال مدرّات و معرّقات نيز از جمله اسباب مجففهء براز است .
و اما اسباب داخلى ، سه امر است :
يكى : كثرت درور بول و اجزاء بول و عرق ، بىاستعمال مدرّات بول و عرق و بدون شرب اشياء معرّقه .
دوم : شدّت حرارت مزاجِ جميع بدن و يا كبد و گرده تنها ؛ زيرا كه هر گاه مزاج جميع
هامش
( 1 ) . الف : سمنى .