يا از داخل آن :
آن چه از خارج است ، به سبب استعمال اغذيهء لزجه است و ليكن به دو شرط :
يكى ، كثرت مقدار با آن كه تواند ترطيب براز نمود .
دوم ، آن كه بايد مزاج بدن مفرط الحرارة باشد ، تا آن كه آن چه از آن غذا تولد يابد به سبب حرارت غليظ مايل به لزوجت گردد به تدريج ؛ زيرا كه هر گاه حرارت در مادهء رطبهء غليظه به سرعت تاثير نمايد ، اجزاء رطبهء غليظهء آن را ترقيق و تذويب « 1 » داده به تبخير و يا به اسهال دفع نمايد . و اگر به تدريج در آن تاثير نمايد « 2 » ، آن را لزج گرداند .
و آن چه داخلى است ، سه امر است :
يكى : آن كه اعضاء اصليه اذابه يابند و با براز آميخته [ و ] باعث لزوجت آن گردند . و در اذابهء لحم و شحم و سمين « 3 » ، لزوجت در براز به هم نمىرسد به جهت آن كه اينها قوام و غلظتى ندارد تا باعث لزوجت گردند و ليكن از ذوبان اينها ، براز دسم و صديدى مىگردد .
دوم : آن كه در رطوبات اوليه - يعنى اخلاط - كثرتى به هم رسد و حرارت در آنها تصرف نموده [ و آنها را ] لزج نمايد و به جانب امعاء مندفع گرداند و با براز مخلوط گردند .
سوم : آن كه رطوبات ثانويه باعث لزوجت براز گردند ؛ مانند آن كه معتادين به رياضت و يا تنقيه ، ترك رياضت و يا تنقيه نمايند و بدان سبب فضول رطوبات ثانويه به تحليل نرود و مندفع نگردد ، بلكه مجتمع گردد در اعضاء و بر اعضاء التصاق يابد و بچسبد و باعث ترهّل و سستى بدن گردد و به طول زمان لزج گردد ، پس طبيعت به امر خالقها - تعالى شانه - تقويت يافته بر دفع آنها و مندفع گرداند به جانب امعاء و با براز بياميزد .
و فرق ميان اين انواع ، ظاهر مىگردد به لون چيزى كه اخراج مىيابد با براز و تقدم سبب مادّى و نيز تقدم ترهّل و سستى بدن و حصول خفّت و تقويت بعد [ از ] اندفاع و اخراج ،
هامش
( 1 ) . الف : تذبيب .
( 2 ) . الف : گرداند .
( 3 ) . الف : سمن .