جنس دوم : [ مأخوذ از كيفيت قرع اصابع ]
از اجناس عشرهء ادلّهء بسيطهء نبض
مأخوذ از كيفيت قرع أصابع است ؛ قطع نظر از ديگر اعتبارات .
و اين منقسم به سه قسم است : قوى و ضعيف و متوسّطِ معتدل ميان آن هر دو :
قوى : آن است كه به قوّت صدمه بخورد به سر انگشتان در هنگام حركات انبساطيه و هر چند سر انگشتان را بر آن بفشارند ، باطل نگردد حركت آن ، بلكه فرو رود در سر انگشتان و سر انگشتان را از خود دفع نمايد . و اين ، دلالت بر شدّت قوّهء حيوانيه مىنمايد كه محرّك آن است ؛ زيرا كه هرگاه محرّك در كمال قوّت باشد ، متحرّك آن نيز قوى مىباشد .
و « 1 » ضعيف : آن است كه به قوّت نخورد به سر انگشتان و صدمه بدان نرساند . و اگر انگشتان را بر آن بفشارد ، به سر انگشتان فرو نرود و از خود دفع ننمايد و « 2 » هر چند عظيم باشد ؛ زيرا كه گاه هست كه آلت بسيار نرم مىباشد [ و ] به ادنى محرّكى بسيار منبسط مىگردد ؛ خصوصاً « 3 » وقتى كه مانع و ضاغطى آن را نباشد . پس ، عظيم اين جا « 4 » به سبب شدت قوّت نيست ؛ بلكه به سبب نرمى آلت است . پس يافته شد كه عظيم ، بدون قوّت مىتواند بود .
و گاه مىباشد قوّت قوى و آلت غير مطاوع براى انبساط به سبب صلابت خود پس مىباشد نبض ، قوى غير عظيم . پس ظاهر گرديد كه هر يك از قوى و عظيم « 5 » ، لازم ديگرى نيستند ، بلكه بدون ديگرى يافته مىشوند . و اين ، دلالت بر ضعف قوّت حيوانيه مىنمايد ؛ زيرا كه ضدّ و مقابل آن است .
و متوسّط : معتدل ميان آن هر دو [ است و ] ، دلالت بر اعتدال آن هر دو مىنمايد .
هامش
( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 3 ) . الف : خصوص .
( 4 ) . الف : آنجا .
( 5 ) . ب : عظيم و قوى .