و فرق ميان نقصان و بطلانِ از حرارت و نقصان و بطلانِ از برودت آن است كه :
آن چه از حرارت باشد ، ابتداءً فاعل آن اقدام بر فعل مىنمايد و لكن به زودى منفعل مىگردد به ضعف و يا به نقصان و باز مىماند از اتمام افعال اگر در كمال افراط است ؛ مانند شخصى كه در مزاج او حرارت در كمال غلبه باشد و تنومند باشد « 1 » نمىتواند كه حركات شاقّهء سريعه نمايد و بدود و مسافت بعيده را طى نمايد و به اندك حركت سريع قوى باز مىماند . و از اين است كه شير نر را جلادت و سرعت دويدنى كه شير ماده را هست نيست . و بازِ نر را سرعت طيران و اوج و صيد جانور را چنان چه مادّهء آن را هست نيست ، بلكه به اندك حركتى و پروازى به سبب هيجان حرارت و تقويتِ حرارت مزاج اصليشان به حرارت حادث ، از حركت باز مىمانند .
و آن چه از برودت است ؛ خواه برودت قليل ، خواه كثير باشد ، نقصان از اصل آن است كه نمىتواند بدان سبب ، متوجّه افعال به وجه اتم گردد و به اتمام رساند .
و افعال مشوّشهء مضطربه ، دلالت بر حرارت مىنمايند « 2 » ؛ زيرا كه تشويش و اضطراب ، حركت غير منتظمه است و حركت ، از حرارت است .
و افعال سريعه ، دلالت بر حرارت و افعال بطيئه ، دلالت بر برودت مىنمايند ، هر يك از افعال ثلاثهء مذكوره كه باشند ؛ از طبيعيه و نفسانيه و حيوانيه ؛ جهت آن كه « بطء » از باب سكون است و آن چه از باب آن باشد ، لازمهء برودت است . و سرعت افعال براى حرارت است ؛ زيرا كه حرارت را لازم است سرعت حركت و آن چه از باب حركات است .
« 3 »
هشتم از اجناس ادلّه كه استدلال نموده مىشود به آن بر حال مزاج بدن « فضول مندفعه » است از بدن .
پس آن چه حادّ الرّايحهء قوى الصّبغ باشد ، دلالت بر حرارت مزاج و غلبهء صفراء
هامش
( 1 ) . ب : بود .
( 2 ) . ب : مىنمايد .
( 3 ) . الف : ( و ) حذف شده .