و يا به سبب سرعت حركت پيش از وقت كه مبادرت نمايد طفل پيش از وقت به حركت و يا آن كه پرستاران « 1 » ، آن را ايستاده نمايند و حركت فرمايند قبل از استحكام و صلابت اعضاء ، و بعض اعضاء آن ملتوى و منحنى و شكل آن فاسد گردد .
و يا به سبب اسباب باديهء خارجيه ؛ مانند ضربه يا سقطه كه شكسته گردد از آن استخوان آن و يا بريده گردد عصب آن و يا برآيد مفصل آن از جاى خود .
يا به سبب اسباب مرخيه ؛ مانند جذام كه بخورد بعض اعضاء را و پهن گردد بينى آن و صورت او متعجّر و چشم او مستدير گردد و برآيد بر بدن او زوايد و بر آمدگىها به سبب فساد و احتراق خون .
و اسباب مرض مجارى
سه نوع است : اتّساع و تضيق و انسداد :
[ اتساع ] : اسباب اتّساع مجارى ، چهار است :
يا ضعف قوّهء ماسكه است از جمع و استمساك و قبض اجزاء عضو ، كه نمىتواند قبض و استمساك و جمع نمايد الياف عضلات مجارى را و لهذا وسيع گردند تا به حدّى كه ماساريقا گشاده مىگردد كه قطعههاى بزرگ كبد از آن بر مىآيد .
و يا حركت قويّه از قوّهء دافعه است ؛ زيرا كه هرگاه قوّهء دافعه به قوّت حركت دهد مواد را - خصوص كه در آنها حدّتى باشد - لا محاله وسيع مىگرداند مجراى را براى دفع بالذّات .
و يا ادويهء مفتّحه كه استعمال كرده شود از داخل و يا از خارج ؛ مانند عاقرقرحا و دارچينى و تخم كاسنى .
و يا مرخيهء سست كنندهء الياف و اعصاب قابضهء ماسكه ؛ مانند خطمى و اكليل الملك و هر ادويهء گرم و تر . و ليكن فعل دوايى مفتّح در اتّساع ، بالذّات است و فعل مرخى ، بالعرض .
[ تضيق ] : اسباب ضيق مجارى ، اضداد آن اسباب اربعه است ؛ يعنى قوّت قوّهء ماسكه ، و ضعف قوّهء دافعه ، و استعمال ادويهء قابضه و مشدّده .
هامش
( 1 ) . الف : پرستان .