مسكون است و يا نيست ؟ » نبودند مگر قليلى از ربع جنوبى كه به سبب قلّت ، آن را محسوب نداشتهاند . و ليكن الحال ، نصارى تا قريب به شصت و كسرى از ربع جنوبى را مطّلع گشتهاند در طول ، و ليكن در عرض كمتر از ربع شمالى . و اكثر آن جزاير است .
آن خطّ قوسى بر سطح زمين [ و ] محاذى معدّل النّهار كه فاصل ميان ربع شمالى و جنوبى است ، « خطّ استواء » نامند ؛ به جهت مساوى بودن شب و روز در آن جا . و آفتاب در مدار آن به سير دُولابى حركت نمايد . و در حوالى آن هشت فصل در هر « 1 » سالى باشد ؛ هر فصلى يك ماه و نيم ؛ چنان چه ذكر يافت .
و هر ربعى را از خطّ استواء تا نقطهء قطب به نود قسمت نموده و هر قسمتى را درجه ناميدهاند . و مجموع را هفت قسمت اعتبار كرده و هر قسمتى را اقليمى خواندهاند ؛ بدين قسم كه : بعضى مبدأ اقاليم را از خطّ استواء گرفتهاند « 2 » ، و بعضى ده درجه بعد از آن تا به حدّى كه طول روز به دوازده ساعت و نيم رسد ؛ پس :
مبدأ اقليم اوّل ، نزد جمهور آن جا بود كه طول نصف النهار دوازده ساعت و سه ربع ساعت و عرض بلد آن جا دوازده درجه و دو ثلثِ درجه باشد . و وسط اقليم اوّل ، به اتّفاق جايى بود كه اطولِ نهار آن سيزده ساعت و عرض آن شانزده درجه و نصف و ثمنِ درجه بود .
و مبدأ اقليم دوم ، جايى بود كه نهار اطول آن سيزده ساعت و ربع باشد و عرض آن بيست درجه و ربع خمس و وسط آن جايى باشد كه اطوَل ايام سيزده ساعت و نيم و عرض آن بيست و چهار درجه و كسرى باشد .
و مبدأ اقليم سوم ، جايى بود كه نهار اطول آن سيزده ساعت و نصف و ربع باشد و عرض آن بيست و هشت درجه و نيم . و وسط آن جايى است كه نهار اطوَل آن چهارده ساعت و عرض آن سى و يك درجه و نصف ثمن باشد .
و مبدأ اقليم چهارم ، جايى بود كه نهار اطول آن چهارده ساعت و ربع و عرض آن سى
هامش
( 1 ) . ب : ( هر ) حذف شده .
( 2 ) . ب : گرفته .