بر سبيل وثوق كه حامل از محمول قوىتر باشد ؛ براى آن كه فقرات عنق ، محمول بر فقرات ظهراند .
و ليكن ثُقبهها و منافذ فِقار عُلوى عنق ، به تدريج وسيعتر است از سُفلى ؛ زيرا كه نخاع - كه دنبالهء دماغ است چنان چه مكرّر ذكر يافت - از وسط آنها مانند دمِ موش [ منحدر ] گشته ، از بيخ - كه فقرات عنق است - قوى و انتها - كه قطن است - باريكتر . و از هر دو طرف يمين و يسار آن اعصاب روييدهاند - از هر مهره يك عصب - مگر از مهرهء آخرين كه يك عصب روييده است از يك طرف ؛ چنان چه در تشريح اعصاب - ان شاء اللّه تعالى - خواهد آمد .
و فايدهء فقرات عنق ، بسيار است ؛ از آن جمله :
انتصاب قامت و حفظ اعضاست از رسيدن آفات و حفظ [ و ] وقايه و نگاهبانى نخاع كه منبت اعصاب است .
و ديگر ، امالهء سر است به جميع جهات ؛ از راست و چپ و قُدّام و خَلف و فوق و تحت ، [ به ] آسانى و ملايمت .
[ ديگر ] ، صيانت قصبهء ريه و مرى .
و ديگرى ، آن كه فضول دماغى در آن مسلك نازل گردد .
و ديگر ، آن كه منى نيز از دماغ ، از آن مَمَرّ آيد .
امّا تَرْقُوه :
به فتح تاى مثنّاهء فوقانيه و سكون راى مهمله و ضمّ قاف و فتح واو ، كه به فارسى ، « چنبرهء گردن » نامند ، مركّب از دو استخوان است . و ابتداء آن هر دو ، از دو جانب اعلاى « قصّ » است - كه استخوان سينه باشد - و يك سر آن هر دو در محلّ گودى زير گلو از طرف قدّام - كه « نحر » نامند - اتّصال يافته و به استخوان سينه نيز . و ميان آن هر دو از طرف بالا ، فرجه و موضع خالى است چنان چه مشاهده مىگردد - و دو طرف ديگر آن هر دو ، به استخوان كتف و عضد پيوسته [ است ] .