كه انگشتان باشند ، پنجاند ؛ هر يك مؤلّف از سه استخوان كه
« سُلاميات »
نامند ؛ كه [ در ] مجموع ، پانزده باشند . و مجموع اينها ، صلبِ بىتجويف ، [ و ] وسط آنها اندك باريك ، و دو طرف آنها اندك قوى ، و سر آنها به هم اتّصال يافته ، و در بين هر مفصلى استخوانهايى ريزه كه آنها را
« سِمسِمانيه »
- به كسر دو سين مهمله و سكون ميم و فتح ميم دوم و الف و كسر نون و فتح ياى مثنّاهء تحتانيهء مشدّده و ها - نامند . و سُلاميات ، جمع « سُلامى » - به ضمّ اول - است كه « مفصل » را نامند .
و فايدهء خلقت انگشتان ، احتكاك و خاريدنِ بدن و التقاط و اخذ اشياء و قبض و جمع آنهاست به استحكام ، و لهذا خالقِ انام - جلّ و عزّ - آنها را به اين هيأت خاص آفريد و بر سر آنها اظفار رويانيد ؛ تا به واسطهء آنها حصول مرام ، انتظام تمام يابد . و براى اين فوايد ، خلقتى بهتر و هيأتى مستحكمتر متصوّر نيست ؛ چون خوب انديشه نمايند پس بگويند : « فتبارك اللّه احسن الخالقين » . « 1 »
اظفار :
جمع ظُفر است كه به فارسى ، « ناخن » نامند . و « اظافير » نيز آمده . و آن چه گفتهاند « جمع آن اظفر است » ، غلط است .
و اينها از اعضاء منويه نيستند و در آخر فصل چهارم از فنّ اوّل مذكور شد .
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 14 .