ى
عنى قابليت و صلاحيت آن نداشته باشد ؛ خواه در كبد تولد يافته و يا در غير آن از معده يا عروق يا افضيه .
[ اقسام [ هفتگانه ] بلغم غير طبيعى ]
و اقسام آن هفت است .
[ بلغم جهت طعم ]
چهار از جهت طعم كه :
يكى ، مالح - يعنى شور - باشد . و سبب آن : يا اختلاط مرّهء صفراء سوخته با بلغم رقيق است و يا تصرف حرارت غريبهء قويه است در آن ؛ زيرا كه هرگاه حرارت غريبهء قويه در مادهء غليظهء كثيفه تصرف نمايد ، آن را شور مىگرداند . و اين قسم بلغم ، انحراف از مزاج اصلى خود يافته مايل به حرارت و يبس است .
و دوم ، حامض [ است ] ؛ يعنى بلغم ترش و باعث آن : يا مخلوط شدن سود است با آن و يا تصرف حرارت غريبه در آن ؛ زيرا كه هرگاه حرارت غريبه در مادّهء رطب تصرف نمايد آن را تر « 1 » مىگرداند . و اين ، مايل به بَرد و يبس است .
سوم ، مسيخ [ است ] كه « تَفِه » نيز نامند ؛ يعنى بلغم بى طعم بى مزه و سبب آن : يا عدم تأثير حرارت غريزى است در آن و يا مخلوط شدن بلغم رقيق مائى بارد بدان . و اين ، بارد محض است .
و چهارم ، عفص [ است ] . و علّت آن : يا مخلوط شدن سوداء فِجّ خام عَفص است بدان و يا غلبهء سردى بسيار منجمد كننده بر آن و اين ، باردِ مايل به يبس است .
[ بلغم از جهت قوام ]
و سه قسم از جهت قوام :
يكى ، رقيق [ است ] به سبب مخلوط گشتن اجزاء مائى بدان و عدم تأثير حرارت غريزى در آن . و اين را بلغم مائى نامند ؛ به جهت مشابهت رقت به آب .
دوم ، غليظ [ است ] به جهت : تحليل اجزاء لطيفهء رقيقهء آن به طول مكث و به كثرت
هامش
( 1 ) . الف و ب : ( آن را تر مىگرداند ) اما با توجه به جملهء بعد به نظر مىرسد ( خشك ) صحيح باشد ، ولى در متون ديگر نيز تر آمده است مانند متن تحفه خانى تأليف محمد بن عبد الله بن عبيد الله ابى محمود . ليسوگرافى ، مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى ، طب اسلامى و مكمل : ( و بلغم حامض كه « تر » است بنا بر اين كه تأثير حرارت قليل است و به حد نضج نرسيده است اين طعم حاصل كرده است او در كيفيت بارد يابس است ) .