تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافرين ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
است هرچند در اين زمان و اوان توقع غير اين ، غلط است چنان‌چه مضمون بلاغت مشحون اين بيت است كه :
ليس البليّة فى أيامنا عجبا * بل السّلامة فيها أعجب العجبا « 1 »
و لهذا فضولى من در اين شرط بىجاست ؛ نهايت اگر عاقل به حكم اين رباعى خيام كه :
چون رفته به تقدير دگرگون نشود * يك ذره ز آنچه هست افزون نشود هان تا جگر خويش ز غم خون نكنى * كز خوردن غم بجز جگر خون نشود
عمل نموده ، مكارهء دنيا را چندان بار خاطر نداشته باشد ، شايد . هفتم : آنكه با استعمال آن ترك خوردن نمك بكنند . مخفى نماند كه در بدايت ظهور و انتشار اين بيخ ، قحطى عظيم در آن بلاد كه اين بيخ را مىآورند افتاد ؛ مردم به صحرا رفته اغتذا به اصول نباتات مىنمودند و چون اين بيخ ، طعم و رايحه‌اى كه سبب تنفر باشد ندارد ، مردم بيشتر راغب به آن مىگرديدند . اتّفاقا در ميان ايشان صاحب امراض مزمنه خصوصا سوداويه و قروح كهنه بود و از خوردن اين بيخ شفاى كامل يافتند و چون اين حال مشاهده شد ، از آن زمين به ديگر مواضع بردند ، همين آثار را يافتند . و چون در آن صحرا خوردن آن بىنمك بود به هرجا كه مىبردند بىنمك مىدادند تا آنكه به توالى تجارت و تلاحق افكار ، شربت طبخ آن به اين نهج كه فى الحال متعارف است معمول شد . و چون فعل نمك ، تصلب اعضاء و تخفيف رطوبات است و اين معنا منافى افعال اين بيخ است ، قياس نيز مقتضاى ترك است ؛ نهايت خوردن اغذيه با نمك ، عادى و مألوف طبع شده و ترك معتاد مألوف دفعتا مضر است . در غير امراض مزمنه و قروح عنيفه ، خصوصا
هامش
( 1 ) . در روزگار ما بلا عجيب نيست بلكه سلامت در اين حال از عجيب‌ترين عجائب است .