بالجمله ، دواى مفردى به اين عموم النفعى ، الى الآن مشاهده نشده و خالى از احوال نمىباشد كه يك قسمى از اقسام مستعمل آن در آن منافع نباشد . و همينكه در بعضى امزجه يا در بعضى امراض از او ضررى مشاهده شده باشد ، مستند به عدم مراعات نهج مناسب آن مزاج خواهد بود .
و بهترين آن ، اينكه متّصف به اوصاف عشره باشد :
اول : اينكه املس باشد ؛ يعنى نرم و تعبير از اين وصف به خوش قماش مىكنند .
دوم : آنكه سرخ و نيم رنگ باشد ؛ هرچند سفيد و غالبا سنگين تيره است دليل خامى و كمى نضج است .
سوم : آنكه كم گره باشد و سطح ظاهر آن مستوى باشد و از فرط شاخهها جهانيده و جوشانيده باشد ؛ چه اگر خلاف اين باشد معلوم است كه در زمين كم رطوبت نشو و نما يافته است و يبس بر او غالب شده است يا اين است كه هنوز به كمال خود نرسيده ، بيرون آوردهاند .
چهارم : آنكه در بزرگ و كوچكى متوسط باشد و اگر با ساير اوصاف خوب باشد ، افراط در بزرگى چندان مذموم نيست .
پنجم : آنكه رنگ ظاهر و باطن آن چندان مخالف نباشد ؛ زيرا كه اگر ظاهر سرخ و باطن سفيد باشد ، دليل است بر اينكه رنگ ظاهر به عمل صنعتى حاصل شده .
ششم : آنكه سنگين باشد زيرا كه اگر سبك باشد ؛ كهنه شده و قوتش بر طرف شده و افراط در سنگينى نيز دليل غلبهء اجزاى ارضيه است .
هفتم : آنكه كرمزده نباشد ؛ به جهت آنكه كرم زده ، قوتش ضعيف شده است .
زاد المسافرين ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٨٥