رفتار امام صادق عليه السّلام با محمد بن عبد اللَّه
[ 594 ] معلّى بن خنيس مىگويد : خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه محمّد بن عبد اللَّه نزد آن حضرت آمد و سلام كرد و رفت . امام صادق عليه السّلام دلش به حال او سوخت و اشك از چشمانش بريخت . من به آن حضرت عرض كردم : ديدم با او رفتارى كرديد كه پيشتر نمىكرديد ؟ فرمود : دلم به حال او سوخت ، زيرا چيزى به او نسبت دهند كه حقّ او نيست .
من او را در كتاب على عليه السّلام نه در زمرهء خلفاى اين امّت يافتهام و نه در شمار سلاطين آن .
جوانمرد در بيان امام صادق عليه السّلام
[ 595 ] على بن ابراهيم در حديث مرفوعى روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام به مردى فرمود : [ جوانمرد ] نزد شما كيست ؟ او گفت : تازه جوان . امام عليه السّلام فرمود : نه ، جوانمرد « فتى » يعنى مؤمن ، زيرا اصحاب كهف پيرمرد بودند ولى خداوند عزّ و جلّ به سبب ايمان آنها جوانمردشان خواند .
كيفر قوم ناسپاس در سورهء سبأ
[ 596 ] سدير مىگويد : مردى از امام باقر عليه السّلام پيرامون اين آيهء شريفه :
فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
. . . « 1 » پرسش كرد . امام عليه السّلام فرمود : آنها مردمى بودند صاحب آباديهاى به هم پيوسته ، به گونهاى كه يك ديگر را مىديدند ، و جويهاى روان و مالهاى فراوانى داشتند ، پس نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خود را دگرگون نمودند ، خداى عزّ و جل سيل عرم را بر آنها جارى فرمود كه آباديهاى آنها را غرق و خانههاشان را خراب كرد و اموالشان را از ميان برد و باغستانهاى آنها را به دو باغ تبديل كرد كه داراى ميوهء تلخ و درخت گز و اندكى از سدر بود ، و خداوند در حقّ آنها فرموده
هامش
( 1 ) « بر خويش ستم كردند و گفتند : اى پروردگار ما ! منزلگاههاى ما را از هم دور گردان » ( سورهء سبأ / آيهء 19 ) .