كه شيوهء آن حضرت عليه السّلام هنگام خواندن اين آيه :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
. . . « 1 » اين بود كه مىفرمود : منزّه است خدايى كه شناخت نعمتهاى خود را به كسى نداد مگر آنكه اين معرفت را نيز به دو بخشيد كه در معرفت نعمتهاى او ناتوان است . چنان كه به كسى معرفت ادراك خود را بيش از اندازه نداده كه بداند او را درك نخواهد كرد ، و خداى عزّ و جل همان معرفت عارفان را به نارسايى و درماندگى و تقصير از معرفت سپاسگزاريش قدردانى كرده و همان معرفت به درماندگى را براى او شكرگزارى نعمتش محسوب داشته ، چنان كه دانسته جهان از درك او عاجزند و همان را ايمان آنان به شمار آورده است ، و اين از آن روست كه به خوبى مىداند توان بندگان ، محدود است و از اين اندازه فراتر نرود ، چه ، هيچ يك از آفريدگانش به حقّ عبادت او دست نيابند . چگونه مىتوان به حق عبادت كسى رسيد كه مرز و پايان و چگونگى ندارد . برتر است خداوند از حدّ و چگونگى ، برترى بزرگى .
پيشگويى امام باقر عليه السّلام در مدّت حكومت بنى اميّه
[ 593 ] جابر مىگويد : خدمت امام باقر عليه السّلام بوديم كه سخن از حكومت بنى اميه به ميان آمد . امام باقر عليه السّلام فرمود : كسى عليه هشام نشورد مگر آنكه هشام او را بكشد و امام عليه السّلام مدّت حكومت هشام را بيست سال ذكر فرمود . ما ناشكيبايى كرديم . امام عليه السّلام فرمود : شما را چه مىشود ؟ هر گاه خداوند عزّ و جل بخواهد حكومت و قدرت قومى را از ميان ببرد به فرشته [ موكّل بر فلك ] دستور دهد تا در گردش فلك شتاب كند و به همان مقدار كه مىخواهد اندازه گيرد .
جابر مىگويد : ما اين سخن را به زيد رسانديم . او گفت : من خود در حضور هشام بودم كه نزد او به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دشنام دادند و او جلوگيرى نكرد و حالش نيز تغيير نيافت ، به خدا سوگند اگر كسى جز من و پسرم نباشد عليه او خواهم شوريد .
هامش
( 1 ) « و اگر نعمت خداى را بشمريد به شماره در نخواهيد آورد » ( سورهء نحل / آيهء 18 ) .