تنور برداشت و بدين ترتيب آب فوران يافت .
كيفيّت شريعت و دين نوح عليه السّلام
[ 424 ] اسماعيل جعفى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : شريعت و دين نوح چنين بود كه بايد خدا را از سر توحيد و اخلاص پرستيد و از پرستش مانندها و امثالى كه براى او ساختهاند دست شست ، و اين همان سرشتى است كه مردم بر آن سرشته شدهاند و خداوند از نوح و ديگر پيامبران پيمان گرفته است كه او را بپرستند و انبازى برايش نگيرند و به نماز و امر به معروف و نهى از منكر و در نظر داشتن حلال و حرام ، امر كرده است ، ولى بر او احكام حدود و مواريث واجب نساخت و اين چنين بود آيين نوح . نوح در ميان مردم آن روزگار از هزار سال پنجاه سال كمتر زندگى كرد و در طول اين مدت در پنهان و پيدا آنها را به پرستش خدا فرا خواند ، و چون سر برتافتند و سركشى در پيش گرفتند گفت : «
رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
» و خداوند سبحانه به او وحى فرستاد كه :
. . . أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
« 1 » ، و از همين روى نوح فرمود :
وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
« 2 » و خداوند فرمود :
أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ
« 3 » .
داستان كاشتن هستهء درخت نخل توسط حضرت نوح عليه السّلام
[ 425 ] اسماعيل جعفى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه نوح عليه السّلام هستهء درخت نخل را مىكاشت قومش بر او گذشتند در حالى كه به او ريشخند مىزدند و به تمسخرش مىگرفتند و مىگفتند : كارش به كاشتن درخت كشيده ، و چون نخل بلند شد و سر به آسمان ساييد آن را قطع كرد و تراشيدن آن را آغاز كرد . مردم باز هنگامى كه بر
هامش
( 1 ) « همانا از قوم تو جز آنها كه ايمان آوردند ديگر ايمان نياورند و تو از آنچه مىكنند غمگين مباش » ( سورهء هود / آيهء 36 ) .
( 2 ) « و نمىزايند مگر تبهكار خدا انكار » ( سورهء نوح / آيهء 27 ) .
( 3 ) « كه بسيار كشتى را » ( سورهء مؤمنون / آيهء 27 ) .