امام عليه السّلام فرمود : آرى ، و آن نمازگاه پيامبران است و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شب معراج در آن نماز گزارده است و جبرئيل به آن حضرت عرض كرد : اى محمد ! اين مسجد پدر تو آدم عليه السّلام و نمازگاه پيامبران عليه السّلام است پس فرود آى و در آن نمازگزار و پيامبر هم فرود آمد و در آن نماز گزارد و آن گاه جبرئيل حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به آسمان برد .
داستان كشتى نوح عليه السّلام
[ 422 ] ابو رزين اسدى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : همانا نوح عليه السّلام هنگامى كه از ساختن كشتى آسوده بگشت ، وعدهء او و خدايش پيرامون نابودى قوم او اين بود كه از تنور آب بجوشد و ناگاه تنور به جوشش درآمد همسرش گفت : تنور جوشيدن گرفت . نوح برخاست و بر آن مهر نهاد و آب بند آمد ، پس از آن هر كس را كه مىخواست در كشتى درآورد ، در آورد و هر كه را مىخواست براند ، براند و در پى آن كنار تنور آمد و مهر از آن بگشود . خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ * وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ * وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
« 1 » ، امام عليه السّلام فرمود : او اين كشتى را در ميانهء مسجد شما درودگرى كرد و از مساحت اين مسجد هفتصد ذراع كاسته شده است . [ مقصود امام از اين فرموده آن است كه در آن هنگام مساحت اين مسجد هفتصد ذراع بيشتر بوده است و مىتوانسته كشتى بدان بزرگى را در خود جاى دهد ] .
[ 423 ] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : هنگامى كه حضرت نوح عليه السّلام به ساختن كشتى اشتغال داشت همسرش نزد او آمد و گفت : از تنور آب بيرون فشانده مىشود . نوح عليه السّلام بشتاب كنار تنور آمد و سرپوشى بر آن نهاد و با مهر خود آن را مهر كرد پس آب بند آمده ، و چون از كار ساختن كشتى آسوده گشت به سوى آن مهر آمد و آن را برگرفت و پوشش را از روى
هامش
( 1 ) « و درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم ، و در زمين چشمهها بشكافتيم و [ هر دو ] آب براى كارى كه مقدّر شده بود به هم پيوست و او را بدان كشتى كه تختهها و ميخها داشت برداشتيم » ( سورهء قمر / آيهء 11 تا 13 ) .