برخاسته و به سوى آن حضرت آمدند ولى منصور دوانيقى از جاى خود حركت نكرد . آن دو آمدند و به امام باقر عليه السّلام سلام كردند . حضرت به ايشان فرمود : چه چيز مانع از آن شد كه سركش شما [ منصور ] نيز نزد من بيايد ؟ آن دو از جانب او عذرتراشى كردند . حضرت باقر عليه السّلام فرمود : آگاه باشيد كه به خدا سوگند زمان چندانى نگذرد كه او ميان دو اقليم زمين را بگيرد و پس از آن ، مردان دنبال او راهى شوند و سپس گردنكشان در برابرش سر تسليم فرمود آورند ، و پس از آن ، سلطنتى سخت به دست آورد . داود بن على گفت : آيا سلطنت ما پيش از سلطنت شماست ؟ فرمود : آرى اى داود ! دولت شما پيش از دولت ماست ، داود گفت : خداوند كارت را سامان دهد آيا سلطنت ما زمانى هم خواهد داشت ؟ فرمود : آرى اى داود ! به خدا سوگند كه شما به شمار هر روز سلطنت بنى اميّه دو روز و در برابر يك سال آن دو سال سلطنت خواهيد كرد ، و هر آينه كودكان شما سلطنت را چونان نوباوگانى كه با گوى بازى مىكنند دست بدست بگردانند .
پس داود بن على خوشحال از نزد آن حضرت برخاست و به سوى منصور رفت تا او را از اين مژده با خبر سازد ، و چون داود و سليمان بن خالد رفتند حضرت عليه السّلام سليمان را از پشت صدا زد و فرمود : اى سليمان بن خالد ! اينان [ بنى عباس ] همچنان در خوشى و آسايش سلطنت خواهند كرد تا وقتى كه خون ناحقّى از ما - و اشاره به خود كرد - نريزند ، و هنگامى كه دستشان به خون ما آلوده گشت ديگر زير زمين براى ايشان بهتر از روى زمين خواهد بود و در آن گاه نه در زمين ياورى خواهند داشت و نه در آسمان عذر آورى .
سليمان بن خالد بيامد تا جريان را به آگاهى منصور رساند . منصور برخاست و خدمت امام باقر عليه السّلام رسيد و بر آن حضرت درود فرستاد و سخنان داود بن على و سليمان بن خالد را به عرض امام رساند . حضرت فرمود : آرى اى ابا جعفر ! سلطنت شما پيش از سلطنت ما خواهد بود و سلطنت شما سخت و دشوار است كه آسمانى در آن راه ندارد و مدتى طولانى بر پاى خواهد بود ، و بخداى سوگند شما در برابر هر روز سلطنت بنى اميه دو روز و در برابر هر سال آن دو سال سلطنت خواهيد كرد ، و مقام سلطنت را كودكان شما دست
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: آژير
ص٢٥٥