كه چون به نماز مىايستاد رنگش دگرگون مىشد تا جايى كه اين دگرگونى از چهرهاش دانسته مىشد ، و كسى از فرزندان على عليه السّلام جز على بن الحسين عليه السّلام تاب و توان انجام آن را نداشت .
نشانههاى دوستان على عليه السّلام و شيوهء آن حضرت
[ 173 ] حسن صيقل مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : همانا دوست على عليه السّلام جز حلال نخورد ، زيرا سرور و مولاى او چنين بود ، و دوست عثمان پروايى ندارد كه حلال بخورد يا حرام ، زيرا سرور او چنين بوده است . امام عليه السّلام به سخن پيرامون على عليه السّلام بازگشت و گفت : هان ، سوگند به آنكه جان على را ستاند او از دنيا حرامى نخورد - چه كم و چه زياد - تا آن گاه كه از دنيا برفت ، و هيچ گاه دو كار برايش پيش نيامد كه هر دو طاعت از خدا بود مگر آنكه همان را برمىگزيد كه بر تن او سختتر بود ، و هرگز رويداد دشوارى براى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيش نيامد مگر آنكه بر پايهء اعتماد به على عليه السّلام او را در پى انجام آن كار مىفرستاد ، و هيچ كس در ميان امّت ، جز على عليه السّلام ، توان انجام كارهاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را نداشت ، و او چنان عمل مىكرد كه گويى بهشت و دوزخ را مىبيند . او هزار بنده را از اصل مال خود آزاد كرد كه حاصل كدّ يمين و عرق جبين او بود ، و آن را براى خشنودى خدا و رهايى از آتش انجام مىداد ، و طعام او نبود مگر سركه و زيت ، و شيرينى او همان خرمايى بود - اگر آن را مىيافت - و جامهء كرباسى بر تن مىكرد و اگر بلند بود قيچى طلب مىكرد و افزودهء آن را مىبريد .
امام صادق عليه السّلام بر سر سفرهء شام
[ 174 ] كارگزار محمّد بن راشد مىگويد : بر سر شام امام صادق عليه السّلام در شبى تابستانى حاضر شدم . سفرهاى گسترده و در آن نانى نهاد و قدحى پر از تريد و گوشت كه مىجوشيد . دست در آن نهاد و دريافت كه داغ است ، پس دست برداشت و فرمود : از آتش دوزخ به خدا پناه مىجوييم ، از آتش دوزخ به خدا پناه مىبريم ، ما تاب تحمّل اين را