تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

جابر بن يزيد و هفتاد حديث

[ 149 ] جابر بن يزيد مىگويد : امام باقر عليه السّلام هفتاد حديث به من گفت كه هرگز به كسى نگفتم و هرگز به كسى نخواهم گفت ، و چون امام باقر عليه السّلام رحلت فرمود بر دوشم سنگينى كرد و سينه‌ام تنگ شد ، لذا نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و عرض كردم : قربانت گردم : پدرت هفتاد حديث به من گفته كه هيچ يك از آنها از دهان من بيرون نيامده است و امام باقر عليه السّلام به من سفارش كرده كه آنها را نهفته دارم و اينك بر دوش من سنگينى مىكند و سينه‌ام از آن تنگ شده ، چه دستور مىدهيد ؟ امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود : اى جابر ! هر گاه سينه‌ات تنگ شد به بيابان برو و گودالى بكن و سر را در آن فرو بر و بگو امام باقر مرا چنين و چنان حديث كرده است ، و سپس آن گودال را پر از خاك كن ، زيرا زمين راز تو را نگاه مىدارد . جابر مىگويد : چنين كردم و از آنچه احساس مىكردم رهايى يافتم . از اسماعيل بن مهران نظير اين حديث روايت شده است .

نهى از همنشينى با كسانى كه موجب بدنامى مىشوند

[ 150 ] حارث بن مغيره مىگويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : من تندرستان شما را به گناه بيمارانتان مؤاخذه مىكنم و چرا چنين نكنم ؟ از مردى به شما آن مىرسد كه موجب زشتى شما و من است و باز هم با او و همگنانش همنشينى مىكنيد و سخن مىگوييد و كسى به شما گذر مىكند و مىگويد : اينها كه با او نشسته‌اند از او بدترند . اگر هنگامى كه از سوى اين گونه افراد به شما آن رسد كه ناخوشتان مىآيد با آنها درشتى كنيد و برانيدشان براى شما و من بهتر خواهد بود .

تفسير امام صادق عليه السّلام در مورد آيهء 165 سورهء اعراف

[ 151 ] امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهء شريفهء :
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ