تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1350

مساهمون:

ص١٣٥٠

طبيخ شاهتره :

هليلهء سياه ، پوست هليلهء زرد ، پوست هليلهء كابلى ، پوست بليله و آملهء پاك كرده ، هريك پنج درم ؛ شاهتره و بنفشه ، هريك هفت درم ؛ سنامكى ، چهار درم ؛ نيلوفر و ماميران چينى ، هريك يك درم ؛ گاو زبان ، افتيمون و گل سرخ ، هريك سه درم ؛ باديان ، تخم كاسنى ، تخم كرفس ، اسطوخودوس و نعناع ، هريك دو درم ؛ عناب و آلو ، هريك بيست عدد ؛ كاسنى سبز ، يك دست ، همه را بپزند چنان‌كه رسم است و سپس آن را صاف كرده و سى درم ترنجبين پاك كرده و پانزده درم از هريك از فلوس خيارشنبر و تمر هندى در آن حل كرده و مكرر صاف كرده و بنوشند . تمام اين دارو ، يك وعدهء مصرف است براى يك مرد قوى البنيه .

طبيخ عنّاب :

عناب و سپستان ؛ از هريك پانزده دانه ، تخم خطمى ، خبازى ؛ از هريك يك و نيم درم تا ده درم ، گل بنفشه ؛ سه درم ، اصل السوس محكوك مرضوض ؛ يك مثقال ، گل نيلوفر ؛ از سه عدد تا پنج عدد ، پرسياوشان ؛ دو درم ، تخم رازيانه نيم كوفته ؛ يك درم ، به دانه ؛ نيم درم تا يك درم ، ادويه را شب در آب بخيسانند و صبح جوش كمى داده صاف نموده نيم گرم بنوشند به همان گرمى طبخ از غير آنكه بگذارند تا سرد شود و ثانيا گرم كنند و بنوشند . و اگر در اين مغلى قدرى شكر اضافه نمايند بد نيست .

طبيخ هليله :

در تعليقهء وجه سوم از صنف اول از نوع دوم از دوار كه جزء امراض سر است ذكر شده است و لذا آن چه در امراض سر به كار مىآيد ، بايد از آنجا جستجو كرد . و نسخه‌يى ديگر هم در ماليخوليا ذكر شده است .

طفشيل :

عدس كه با سركه پخته باشند .

عصيده :

نوعى حلوا ، كه از آرد و روغن مىسازند و به تدريج ، بابونه ، بيخ خطمى ، بيخ سوس ، بنفشه و خبازى بستانى در آن افزوده و مىپزند .

فالوده :

معرّب پالوده است كه در اصطلاح اطباى قديم ، عبارت از حلواى نشاسته است كه در جام‌ها و نعلبكىها و پياله‌هايى كرده و روغن پسته يا بادام بر آن ريخته مىخورند .

فرزجهء ممسك حيض :

در قرحهء رحم .

فلافلى :

رجوع شود به ذيل « جوارش فلافلى » .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1350 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى