[ 1616 ]
فصل [ چهارم ] : اندر هزال « 1 » و سمن « 2 » مفرطين
بايد دانست هرگاه احوال بدن متغير شود [ و ] از حدّ اعتدال به لاغرى يا به فربهى مفرط گرايد ، به آفت عظيم مستعد مىگردد بدن چنانچه گفته آيد .
قسم اوّل : در تسمين
يعنى فربه ساختن .
[ 1617 ] آفات كه در بدن مهزول كثير الورد است ، سرعت انفعال است از هر امرى و حركتى نفسانى و بدنى و خارجى چون غم و هم و حمّام و سهر و جماع و حركت و ملاقات أشياى صلب و هواى گرم و سرد و امثال آن . و ايضا مهزول مستعد مىباشد مر حدوث حميات عفنه را به سبب غلبهء صفرا و شدت احتباس خون در رگها ؛ زيرا كه منفعت گوشت در بدن بسيار است كما لا يخفى .
اسباب هزال ، شش گونه است :
يكى ، غذا كمتر خورند و بدان سبب بدل ما يتحلّل نرسد و بدن بكاهد .
دوم ، آنكه غذا به غايت لطيف خورند و از غايت لطافت ، زودتر و بيشتر تحليل بايد و بدن بهره نيايد ؛ لهذا اطّبا گفتهاند : « من يريد تسمين بدنه يختار من الاطعمه اغلظّها » .
سوّم ، آنكه غذاى فاسد و نامطبوع خورند و خون فاسد از آن حاصل آيد و جهت فساد ، طبيعت آن را جزو بدن نسازد .
چهارم ، آنكه در اعضا سوء مزاج پديد آيد و بدان سبب غذا كمتر جذب كند .
پنجم ، آنكه در احشا آفتى باشد ؛ چنانكه در جگر و ماساريقا سدّه افتد و بدان سبب غذا به اعضا چنانچه بايد نافذ نگردد ؛ يا عظم در طحال پديد آيد و از جگر سودا جذب ننمايد و بدان سبب قوت جگر سست شود و مزاج او فاسد گردد و در توزيع غذا فتورى رو
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Atrophy.
( 2 ) . قاموس القانون :Obesiti ; undue fatness.