يا بجوشانند و آب او به دفعات بنوشانند و شربت خشخاش نفع دارد .
ذكر اطليهء حابسه : مازو با قدرى اسفيداج ارزيز باريك ساخته به روغن گل آميزند و بر بدن بمالند . ديگر : گل ارمنى و مردارسنگ به گلاب تدبير كرده و باريك ساخته و به گلاب طلا نمايند . و مورد و گل سرخ و گلنار و اقاقيا و حضض و كندر ، هريك از اين به روغن گل يا گلاب سائيده طلا كردن نفع دارد . و تدهين به روغن به سودمند است . و آب لف الكرم و آب غوره و صندل و كافور و همهء لعابهاى سرد چون لعاب اسبغول و بهدانه ماليدن مفيد است . و قيروطى كه از روغن بنفشه و بادام و غبار آسيا و موم سپيد و مغز ساق گاو يا چربى بط و مرغ سازند دفع عرق مىنمايد .
غذايى كه حبس عرق كند ، هريسه است و گوشت نمك سود و گوشت گاو و امثال آن هرچه غليظ بود .
فايده : لف الكرم ، علوج « 1 » كرم است ؛ يعنى شاخهاى نرم و سبز درخت انگور . بعضى گفتهاند كه لف الكرم ، چيزيست كه بر درخت انگور مىپيچد .
نوع چهارم : آنكه بسيارى حركت و رياضت و ملاقات حرارت هوا و جز آن باعث كثرت عرق گردد . و علامت او وجود سبب است .
علاجش : قطع سبب [ است ] .
نوع پنجم : آنكه طبيعت مادهء مرض را دفع كند . و علامت او وجود حمى است و كثرت عرق در ايّام بحران افتادن . و اينچنين عرق را حبس نشايد كرد كه مضر است مگر اينكه خوف ضعف افتد .
[ 1613 ] فايده : از جملهء حيل بازداشتن عرق آن است كه [ لباس ] بسيار خوش [ يعنى خنك ] بپوشند و به هواى خوش بنشينند و عرق پاك نكنند ؛ زيرا كه هرچند پاك كنند بيشتر آيد و اگر بگذارند همچنان و پاك نكنند باز ايستد .
صفت روغنى حابس : آب برگ مورد تر و آب بهى با روغن گل بجوشانند تا آبها بسوزد و روغن بماند پس در پشت و مفاصل بمالند و اگر مورد تر نباشد ، برگ مورد خشك و گلنار و گل سرخ و معصفر و بهى جمله در آب بپزند و آب صافى كرده بگيرند و [ يك ] چهارم حصه [ از ] روغن گل با كنجد آميزند و بجوشانند تا روغن بماند . و اگر مازو
هامش
( 1 ) . در نسخهها همين بود . اما صحيح ، « عسلوج » است . م .