[ 1599 ]
فصل [ سوم ] : اندر وجع الاظفار
علاج : برگ مورد و برگ سرو كوفته طلا نمايند و انار نارسيده به شراب پخته ضماد سازند و مرهمها و شحمها با سرگين بز و سرگين گاو بگذارند .
[ 1600 ]
فصل [ چهارم ] : جذام و تعقف الاظفار
« 1 » آن ، عبارت است از آنكه ناخن غليظ و آكنده شود و مجتمع گردد خاصه بيخ او و در غايت خشكى همچون استخوان پوسيده [ كه ] چون بخراشند ريزهريزه از آن جدا شود . و سبب فاعلى او ، خلط سوداوى حادّ است كه از احتراق حاصل شود .
علاج : جهت تنقيهء سودا ، فصد كنند و مطبوخ افتيمون و مانند آن دهند و به اغذيهء لطيفه جيد الكيموس اصلاح خون نمايند و روغنهاى مليّنه و مغز ساق گاو و موم روغن و مرهم داخليون ضماد فرمايند . و بسيار باشد كه ناخن بيفتد و ثانيا چون برآيد و محافظت او كرده نشود ، از ملاقات چيزهاى سخت و جز آن بالضّرور تعقف و غلظ در آن راه يابد . و تدبير او آن است كه ناخن را نرم سازند به استعمال پيهء ماكيان و پيهء بط و امثال آن . و گفتهاند ثفل فقاع در تليين صلابت ظفر نفع تمام دارد . بالجمله ، چون ناخن نرم شود ، زوايد را به كارد ببرّند تا بر شكل طبيعى برآيد .
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :Onychomycosis.