[ 1579 ]
فصل [ چهارم ] : اندر تشقق شعر
« 1 » يعنى شكافتن سر موىها . و مضرت او آن است كه موى از باليدگى بازمىماند و بىرونق نمايد و باشد كه به انتشار انجامد . و سبب اين علت ، غلبهء يبوست است .
علاج : اگر خشكى اندك بود و تشقق در بعض موىها باشد ، كفايت كند آن را تدهين ادهان مليّنه كه در گرمى و سردى معتدل بود ؛ چون روغن بادام و بنفشه و مانند آن و ماليدن لعابههاى مرخيه چون لعاب خطمى و تخم كتان و امثال آن . و اگر خشكى مفرط بود و ذى ماده باشد ، نخستين فصد كنند و به مطبوخ افتيمون طبع [ را ] بگشايند و بعده [ يعنى پس از آن ] ادويهء وضعيه استعمال نمايند باطنا « 2 » و خارجا [ و ] در ترطيب مبالغه فرمايند . و اگر خشكى ساده بود ، تنقيه زنهار نكنند [ چون خشكى را مىافزايد ] و به ترطيب كوشند و اين كمتر افتد .
[ 1580 ]
فصل [ پنجم ] : اندر نموسة
وى آن است كه سر چرب نمايد گويا تمام موى سر را به روغن زرنيخ چرب كردهاند و چون كلاه يا دستار بر سر نهند ، تمام ملوث شود . و سبب اين علت ، دسومت و كثرت غذاى شعر است .
علاج : براى تنقيهء معده و دماغ ، ايارجات و اطريفلات دهند و سر را بشويند گاهى بدانچه مجلّى و منظّف و مزيل اوساخ دسمه بود چون نوشادر و سبوس تخم خطمى
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :Splitting of the hair.
( 2 ) . اگر منظور استعمال ادويهء موضعيه باشد ، استعمال باطنى معنى ندارد . مگر منظور اين باشد كه همان ادويهء مفيد براى اين بيمارى كه به صورت موضعى مصرف مىشود ، به صورت خوراكى هم مصرف شود . م .