تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦
منقطع گشته ، علاج نپذيرد . [ 1576 ] نوعى است از انتشار كه آن را « علّت نعامه » گويند جهت كثرت و قوعش مر نعامه را . و وى آن است كه با وجود انتشار موى ، پوست سر از نرمى ملمس چنان نمايد كه گويى پوست طايرى است كه موىهاى او كنديده‌اند و موى [ ها ] چنان ملايم گردند كه گويا ابريشم است و رنگ بشره زرد نمايد . و اين علت ، عقب امراض حادّه بيشتر افتد . علاج : تراشيدن سر زود زود لازم دارند و روغن آس و آمله و لادن و حبّ الغار بمالند دايم . و طريق كشيدن روغن حب الغار آن است كه حبّ مذكور در آب بجوشانند اندكى و بعده [ يعنى پس از آن ] برآورند بكوبند و آب قدرى برو افشانند و بر سنگى يا جز آن بگذارند و چيزى گران بر آن نهاده بخش كنند تا روغن جدا شود . و طريق ديگر آن است كه حب را كوفته در روغن كنجد بجوشانند و بيفرشند . [ 1577 ]

فصل [ سوم ] : اندر صلع

« 1 » او آن است كه موى اعالى سر محو شود فقط بدون موى اصداغ كه سالم بود ؛ پس اگر در سن شيخوخت افتد ، علاج نپذيرد امّا آنچه پيش ازين سن بود ، علاج او همان است كه در انتشار گفته شد مع مراعات سبب ؛ زيرا كه اسباب انتشار و صلع واحد است و گاهى عارض مىگردد صلع از دوام برداشتن چيزى گران بر سر و علاج او ترك وى است . [ 1578 ] فايده : « شيخ بو على » در « شفا » گفته كه : « و النّساء لا يصلعن لكثرة رطوبتهنّ و لا الخصيان لأنّ مزاجهم يميل إلى مزاج النساء و لا يتحلّل فيهم الرطوبة » « 2 » .
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :Baldness. ( 2 ) . ترجمه : « زنان طاس نمىشوند به جهت فراوانى رطوبت در بدنشان . و خواجگان هم تاس نمىشوند چون مزاج آنها مايل به مزاج زنانه است و رطوبت در آنها به تحليل نمىرود . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1196 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى