بىمضرت باشد و همگى عنايت بدان مصروف دارند كه متفرح نشود ؛ لانّه اذا تقرّح لا يبرء .
و كذلك سرطان كه ميان دو شانه افتد مهلك است در اكثر و به جز قطع دوا نگيرد .
[ 1508 ]
مقالهء [ بيست و پنجم ] : اندر عرق مدنى
« 1 » يعنى رشته . وى آن است كه نخستين بثره ظاهره شود پس نضج گيرد و آبله زند و سوراخ گردد و از ميان او چيزى شبيه به رگ باريك بيرون آيد و رنگ او سرخ مايل به سياهى باشد و طول اين رشته چون برآيد ، يك شبر يا بيشتر بود و بسيار باشد كه اندر زير پوست حركت كند همچون حركت كرم و اين علت در شهرهاى گرم و خشك چون چون حجاز و مدينهء منوّره اكثر افتد و از آنكه به مدينه منوّره بيشتر افتد بدان منسوب ساختند .
سبب او ، فضول ردىّ است كه از خون گرم سوداوى يا بلغم سوخته حاصل شود در رگها و گوشت [ را ] به سبب حرارت مفرط بريان و خشك كرده [ و ] اندر عروق متعقد گردد [ و ] لهذا به صورت رگ باشد . و او بيشتر در پاى و زير ناف افتد و شيرينى خوردن بسيار ، غذا نيك نگواريدن و كثرت تعب ، خصوصا كسى را كه معتاد نبود ، محدث اين مرض است .
علاج : در ابتداى ظهور ، بايد كه رگ باسليق و صافن زنند از جانب مخالف و بعد از فصد بر آن موضع زلو چسپانند و به مطبوخ افتيمون و حب قوقايا [ و ] طبيخ هليله و اطريفل صغير كه درو سنا و شاهتره باشد طبع را بگشايند و در ترطيب مزاج كوشند به اغذيهء مرطبه و استحمام و تدهين ادهان مرطبه و از گوشت بسيار خوردن و فواكهات و نمك سود منع نمايند و بر بثرهء علّت ، صبر به آب گشنيز و آب برگ كاسنى طلا سازند . و اسبغول با سركه و گلاب جوشانيده ضماد كردن پس از آنكه آن موضع را به روغن گل چرب كرده باشند نفع تمام دارد . و تخم مرو با سركه و گلاب بعد [ از ] تدهين نيز همان عمل كند . و صندلين و كافور و اسبغول و گلاب و شير ضماد كردن ، التهاب قوى كه در آن موضع بود بنشاند . و نقيع صبر « 2 » به آب كاسنى اين مرض را از بيخ برمىكند روز اوّل نيم
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Guineawrorm ; filaria medinensis.
( 2 ) . طريق او آن است كه آن را به آب كاسنى بخيسانند تمام شب و صباح صاف كرده بنوشانند و