مرعى دارند . و گلقند كه درو مصطكى و انيسون بود جهت تقويت معده در ساير تبهاى بلغميه نفع تمام دارد .
ليقوريا كه از صفراى غليظ حادث شود ، علاج او مركب كنند از ادويهء بلغميه و صفراويّه ؛ چنانچه در شطر الغب ذكر يافته . و سكنجبين با گلقند به غايت نيك است .
[ 1400 ] نوعى است ديگر از حمى بلغميه كه در وى حرارت و برودت معا [ يعنى با هم ] محسوس گردد به ظاهر و باطن . و سبب او ، بلغم عفن كثير البخار است كه در ظاهر و باطن گرم نمايد .
علاج او همان است كه در انواع سابقه گفته شد .
[ 1401 ] فايده : گاه باشد كه بلغم زجاجى در قعر تن بسيار متولّد شود امّا عفونت نپذيرفته باشد . و علامت او آن است كه در باطن سردى محسوس گردد فقط و ظاهر تن بر حالت خود باشد . و گاه باشد كه بلغم زجاجى در بدن منتشر شود بىآنكه عفونت پذيرد . و علامت او آن است كه به ادوار لرزه در بدن افتد و تب و حرارت هيچ نباشد . و سبب لرزه ، ريختن مادّه است بر عضلات .
علاج : تلطيف تدبير كنند و نفض بلغم نمايند ؛ خاصه به قى . و در اينجا ، ادرار و تعريق به استحمام و رياضت اولىتر از اسهال است .
[ 1402 ] نوعى است ديگر كه آن را « نهارى » « 1 » گويند . و وى آن است كه نوبت او در روز باشد و فتور او در شب .
نوعى است ديگر كه آن را « حمى ليلى » « 2 » گويند و وى آن است كه به شب گيرد و به روز رها كند و اين هر دو بد بود ؛ امّا نهارى اطول و درازتر باشد جهت قوت سبب و اين هر دو تب باشد به دق انجامد .
علاج : آنچه در تبهاى بلغمى ذكر يافته استعمال نمايند به قانونى كه مذكور شد .
[ 1403 ] گاه باشد كه تب نهارى و ليلى حادث شود از بلغم زجاجى كه پراكنده شود در بدن و عفونت كمتر داشته باشد .
علاج : تلطيف تدبير نمايند و هرچه بلغم افزايد منع فرمايند و ادرار به تخم خيارين
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Diumal fever.
( 2 ) . قاموس القانون :Noctumal fever.