تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
[ 1009 ]

فصل [ پانزدهم ] : در قيام الكبد

« 1 » اين ، عبارت است از اسهال جگر . و وى شش نوع است : قيحى و غسّالى و دموى و صفراوى و صديدى و خاثرى . [ 1010 ]

نوع اول : در قيحى

قيح ، ريم را گويند . و سبب وى ، انفجار دبيلهء جگر است . [ علاج ] : [ در ] دبيله گفته شد . [ 1011 ]

نوع دويم : در غسّالى

اين ، همچون آبى بود كه در وى گوشت شسته باشند . و سبب وى ، ضعف جگر است . [ علاج ] آن نيز گفته شد . و بعضى اطبا بر آنند كه اسهال غسالى به خوردن گوشت مويز زايل شود و « بو على » اين را مجرب گفته است . [ 1012 ]

نوع سوّم : در دموى

اين نوع را ذوسنطارياى كبدى گويند . و از سه سبب افتد : يكى ، آنكه نزف معتاد چون رعاف و طمث و باسور و جز آن باز ايستد و بدان سبب خون در جگر پر شود و ايذاء دهد ، پس طبيعت آن را دفع كند به سوى امعا . دوم ، آنكه عضو كلان چون دست و پا منقطع گردد و خون كه به تغذيهء او مىرسد رجع القهقرى [ يعنى عقب‌گرد ] نموده به جگر بازگردد و جگر نيز آن را به امعا مندفع سازد . و اين قسم اسهال ، بعد از طول زمان تقليل مىگيرد . بايد دانست كه ربط شديد زمانى مديد اعضاء مذكوره [ يعنى اعضاى كلان ] ، در امتناع غذا و احداث ذوسنطاريا به منزلهء قطع است . تنبيه : سبب تقليل آن اسهال دموى كه از قطع عضو [ كلان ] افتد در طول زمان ، نه از آن است كه طبيعت از قطع آگاهى بيابد پس از توليد خونى كه نصيبهء آن عضو است باز
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Hepatic diarrhoea.