[ 1009 ]
فصل [ پانزدهم ] : در قيام الكبد
« 1 » اين ، عبارت است از اسهال جگر . و وى شش نوع است : قيحى و غسّالى و دموى و صفراوى و صديدى و خاثرى .
[ 1010 ]
نوع اول : در قيحى
قيح ، ريم را گويند . و سبب وى ، انفجار دبيلهء جگر است .
[ علاج ] : [ در ] دبيله گفته شد .
[ 1011 ]
نوع دويم : در غسّالى
اين ، همچون آبى بود كه در وى گوشت شسته باشند . و سبب وى ، ضعف جگر است .
[ علاج ] آن نيز گفته شد . و بعضى اطبا بر آنند كه اسهال غسالى به خوردن گوشت مويز زايل شود و « بو على » اين را مجرب گفته است .
[ 1012 ]
نوع سوّم : در دموى
اين نوع را ذوسنطارياى كبدى گويند . و از سه سبب افتد :
يكى ، آنكه نزف معتاد چون رعاف و طمث و باسور و جز آن باز ايستد و بدان سبب خون در جگر پر شود و ايذاء دهد ، پس طبيعت آن را دفع كند به سوى امعا .
دوم ، آنكه عضو كلان چون دست و پا منقطع گردد و خون كه به تغذيهء او مىرسد رجع القهقرى [ يعنى عقبگرد ] نموده به جگر بازگردد و جگر نيز آن را به امعا مندفع سازد . و اين قسم اسهال ، بعد از طول زمان تقليل مىگيرد . بايد دانست كه ربط شديد زمانى مديد اعضاء مذكوره [ يعنى اعضاى كلان ] ، در امتناع غذا و احداث ذوسنطاريا به منزلهء قطع است .
تنبيه : سبب تقليل آن اسهال دموى كه از قطع عضو [ كلان ] افتد در طول زمان ، نه از آن است كه طبيعت از قطع آگاهى بيابد پس از توليد خونى كه نصيبهء آن عضو است باز
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Hepatic diarrhoea.